یعنی چه
این واژه صفت مفعولی و ترکیبی است که از صفت «پهن» (به معنی وسیع، عریض یا تخت) و «گشته» (صفت مفعولی از مصدر گشتن به معنی شدن و تبدیل شدن) ساخته شده است. در لغت به هر چیزی اطلاق میشود که مساحت یا عرض آن افزایش یافته و در سطحی وسیع پراکنده یا کشیده شده باشد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت فتحة بر روی پ و ه در کلمه اول (پَهن) و فتحة بر روی گ و ش در کلمه دوم (گَشتِه) میباشد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنمای «پهن شده یا پهن گشته» میتوان از خود این واژه ۷ حرفی یا مترادفهای آن نظیر گسترده، منبسط یا پخچ استفاده کرد. شاهد شعری آن از ابوشکور بلخی است: «سری بی تن و پهن گشته بگرز / تنی بی سر افکنده بر خاک برز».
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد فیزیکی یا انتزاعی، معادلهای متفاوتی در انگلیسی دارد؛ برای سطوح صافشده معمولاً Flattened و برای فضاهای بسطیافته Expanded به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی افعال و صفاتی که از ریشههای بسط، مد و وسع مشتق شدهاند، دقیقترین معادلها را برای این ترکیب وصفی فارسی میسازند.
نماد چیست
این عبارت اصطلاح رمزآلود یا نماد اسطورهای خاصی نیست؛ اما در ادبیات فارسی و تصویرسازیهای شاعرانه، نمادی از فراخی، بیمرزی، وسعت جهان، آسمان یا زمین گسترده است که حس آرامش یا عظمت را منتقل میکند.
جمعبندی و توضیح کامل پهن گشته
واژه «پهنگشته» یک ترکیب صفت مفعولی اصیل فارسی است که از دو جزء «پهن» (دارای عرض زیاد، وسیع) و «گشته» (صفت مفعولی از مصدر گشتن به معنای شدن) تشکیل شده است. این واژه در متون کهن و لغتنامههای معتبری چون دهخدا به معنای چیزی است که عریض، منبسط، گسترده یا در اثر ضربه و فشار، تخت و پخچ شده باشد. شواهد شعری نیز نشاندهنده قدمت کاربرد فیزیکی این واژه در زبان فارسی است.
از نظر مفهومی و معادلسازی، این کلمه قرابت معنایی بالایی با مفاهیم قرآنی نظیر «مدّت» (کشیده و پهن شدن زمین) و «بساط» دارد. در زبانهای بینالمللی مانند انگلیسی و عربی نیز بسته به بستر کلام، با واژگانی نظیر Expanded یا منبسط همپوشانی دارد. این کلمه فاقد هرگونه معنای عامیانه خارجی یا جنبههای نامناسب است و صرفاً به عنوان یک صفت توصیفی فیزیکی یا مکانی در ادبیات و زبان روزمره به کار میرود.