یعنی چه
واژه صنمبر در فرهنگهای زبانی به معنای معشوقی است که اندام و سینهای زیبا و پرستیدنی همچون بت دارد. این کلمه به عنوان صفت برای توصیف زیبایی ظاهری و لطافت معشوق به کار میرود و مظهر دلدادگی است.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «صَنَم» و «بَر» تشکیل شده است که در خوانش اشعار و نامگذاریها به صورت سرهم و با فتح صاد و نون تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، برای راهنماهایی نظیر «معشوق زیبارو» یا «خوشاندام»، واژه ۵ حرفی صنمبر یک پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
در ترجمه به زبان انگلیسی، برای انتقال مفهوم ادبی آن از واژگانی که به محبوبیت، عشق و زیبایی بینقص اشاره دارند استفاده میشود.
به ترکی
این واژه در زبان ترکی به عنوان اسم خاص (Sanambar) نیز کاربرد دارد و در معنای توصیفی به مفاهیم زیبایی و دلبری اشاره میکند.
به فارسی
در زبان فارسی، واژگان متعددی هممعنی این ترکیب هستند که از آن جمله میتوان به دلبر، معشوق، جانان، بترخ و همچنین سمنبر و سیمینبر اشاره کرد که همگی ویژگیهای معشوق آرمانی را توصیف میکنند.
نماد چیست
در سنت ادبیات غنایی فارسی، صنمبر به عنوان نمادی از جاذبههای پرکشش معشوق، اندام موزون و مظهر تام و تمام دلبری و جذابیت بصری به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل صنمبر
واژه «صنمبر» یک ساخت ترکیبی نامسازی ادبی و مینیاتوری است که از ترکیب واژه عربی «صنم» (به معنی بت و مجازاً معشوق زیبارو) و واژه فارسی «بَر» (به معنی سینه و آغوش یا اندام) پدید آمده است. این کلمه بیش از آنکه یک واژه مستقل کلاسیک در متنهای رسمی باشد، به عنوان یک صفت شاعرانه برای توصیف معشوق و همچنین به عنوان اسم خاص برای بانوان در فرهنگ نامها جای گرفته است.
از نظر معنایی، این واژه با ترسیم تصویری از یک دلبر آرمانی که اندامی ظریف و پرستیدنی دارد، در کنار واژگانی چون سمنبر و سیمینبر در ادبیات عاشقانه کاربرد دارد. لازم به ذکر است که این کلمه با وجود داشتن جزء عربی، در قرآن مجید به این صورت ترکیبی نیامده است، هرچند شکل جمع صنم یعنی «اصنام» در قرآن به چشم میخورد.