یعنی چه
لاابالی به کسی گفته میشود که در زندگی و رفتارهای خود چارچوب مشخصی ندارد، نسبت به قوانین و مسئولیتهای اجتماعی یا اخلاقی بیتفاوت است و عواقب کارهای خود را نادیده میگیرد.
متضاد
کلماتی که از نظر مفهوم رفتاری و اخلاقی در نقطه مقابل بیقیدی و بیتفاوت بودن قرار میگیرند.
ریشه
این واژه در اصل یک جملهٔ فعلیه عربی در صیغه متکلم وحده (لا أُبالِی) به معنی «اهمیتی نمیدهم» یا «باکی ندارم» است که از ریشه «ب-و-ل» و مصدر «مُبالاة» گرفته شده و در زبان فارسی به صورت صفت جامد به کار میرود.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه با فتح لای نفی و ضمه همزه به صورت «لا اُبالی» است، هرچند در گویش عامیانه گاهی به صورت سرهم تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف، معمولاً خود کلمه یا مترادفهای سرراست آن است.
به انگلیسی
بسته به میزان شدت بیقیدی در متن، معادلهای متفاوتی در انگلیسی برای آن وجود دارد.
به فارسی
از نزدیکترین و اصیلترین معادلهای فارسی برای این واژه میتوان به «ولنگار»، «بیبندوبار»، «سرخود» و «بیمبالات» اشاره کرد.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات اجتماعی، این واژه نماد بیتعهدی، قانونگریزی و رفتارهای لجامگسیخته است؛ اما در ادبیات عرفانی گاهی رندانِ لاابالی نمادی از وارستگی، رهایی از تعلقات دنیوی و بیاعتنایی به ملامت و قضاوت خلق بودهاند.
جمعبندی و توضیح کامل لاابالی
واژه لاابالی نمونهای جالب از ورود یک جمله کامل عربی («لا أُبالی» به معنای باکی ندارم و اهمیت نمیدهم) به زبان فارسی است که در سیر تحول خود، تغییر نقش داده و به عنوان یک صفت یا اسم برای توصیف افراد بیقید و سهلانگار به کار رفته است.
این کلمه در ادبیات معاصر و زبان روزمره معمولاً بار معنایی منفی دارد و به کسانی اطلاق میشود که نسبت به قوانین، هنجارهای اجتماعی و وظایف فردی خود بیمسئولیت هستند و بدون آیندهنگری یا توجه به عواقب کارها زندگی میکنند.
با این حال، در متون کهن و اشعار عرفانی، این واژه گاهی با رویکردی متفاوت به کار رفته و اشاره به رندانی دارد که از قید تعلقات مادی و تظاهرات زاهدانه آزاد شدهاند و به ملامت دیگران اهمیتی نمیدهند، هرچند که کاربرد امروزی آن کاملاً متمرکز بر بیبندوباری و لاقیدی است.