یعنی چه
این اصطلاح هم به صورت مادی برای رد کردن نخ، ریسمان یا سیم از میان سوراخ اشیائی مانند مروارید، مهره و دانه برای ردیف کردن آنها به کار میرود و هم به صورت مجازی و کنایی به معنای به بند کشیدن، اسیر کردن، پشت سر هم قطار کردن و نظم بخشیدن به امور یا اشیاء است.
تلفظ
تلفظ فونتیک این عبارت فعلی به صورت «بِ رِیسْمانْ کَشیدَنْ» (be rīsmān kašīdan) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند «به نخ کشیدن»، «به رشته کشیدن» یا «منظم کردن» به عنوان پاسخهای جایگزین یا هممعنی شناخته میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای به ریسمان کشیدن مروارید و مهرهها از اصطلاح stringing pearls یا فعل to thread استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل «نظم» دقیقاً برای ردیف کردن و به ریسمان کشیدن جواهرات و مروارید به کار میرود و «سلک» به معنای عبور دادن رشته از میان آنهاست.
نماد چیست
این عبارت در ابعاد مثبت نماد اتحاد و انسجام است؛ همانطور که دانههای پراکنده مروارید با به ریسمان کشیده شدن هویت واحدی مثل گردنبند پیدا میکنند. در ادبیات عرفانی نیز نماد پیوند دلها به یک حقیقت واحد (حبلالله) است. در ابعاد منفی نیز میتواند نماد مهار کردن، محدودیت و تحت کنترل درآوردن باشد.
جمعبندی و توضیح کامل به ریسمان کشیدن
عبارت «به ریسمان کشیدن» یک ترکیب فعلی و کنایی در زبان فارسی است که ریشه در واژگان کهن دارد. واژه ریسمان از فارسی میانه به معنای طناب و رشته تابیده آمده و کشیدن نیز از ریشههای اوستایی به معنی امتداد دادن و به سوی خود آوردن است. این اصطلاح در معنای واقعی کلمه برای ردیف کردن مهرهها و مرواریدها با رد کردن طناب یا نخ از میان آنها به کار میرود.
در وجه کنایی و استعاری، این عبارت معنای نظم بخشیدن، منسجم کردن و مهار کردن امور پراکنده را افاده میکند. اگرچه خود این ترکیب فعلی به طور مستقیم در متن قرآن نیامده است، اما واژه «حبل» به معنای ریسمان در آیاتی چون «واعتصموا بحبل الله» کاربرد نمادین و معروفی در جهت اتحاد و پیوستگی دارد که با مفهوم مجازی این اصطلاح همسو است.