یعنی چه
این کلمه فعل ماضی، سوم شخص مفرد مؤنث (صیغه للغائبة) از باب استفعال و ریشه «ع-ط-ر» است و به معنای عطر زدن و خود را معطر ساختن توسط یک زن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسره همزه وصل در ابتدا، سکون سین، فتح عین، سکون طاء، فتح راء و سکون تاء به صورت «اِسْتَعْطَرَتْ» است.
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه بر اساس تعداد حروف، خود واژه «استعطرت» با ۷ حرف یا معادل فارسی آن مانند «عطر زد» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم این فعل مؤنث از عبارات مربوط به استفاده از عطر همراه با ضمیر فاعلی یا انعکاسی مؤنث استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فصیح، مترادفهای همصیغه این کلمه شامل افعالی مانند تَعَطَّرَتْ و تَطَیَّبَتْ از ابواب دیگر صرفی است.
به فارسی
برگردان دقیق این فعل به زبان فارسی در قالب زمان گذشته (ماضی) و برای فاعل مؤنث، به صورت «عطر زد» یا «خود را خوشبو ساخت» ترجمه میشود.
در قرآن
کلمه «استعطرت» و هیچ فعل مستقیم دیگری از ریشه «ع-ط-ر» در آیات قرآن کریم وجود ندارد؛ گرچه مفاهیم مرتبط با بوی خوش مانند «طیب» و «ریح» ذکر شدهاند. بیشترین کاربرد این واژه در احادیث و روایات فقهی و اخلاقی جوامع روایی است.
جمعبندی و توضیح کامل استعطرت
واژه «استعطرت» یک فعل ماضی ساختاریافته در باب استفعال از ریشه عربی «ع-ط-ر» است که به طور خاص برای صیغه سوم شخص مفرد مؤنث به کار میرود و معنای آن «آن زن خود را خوشبو کرد» یا «عطر زد» است. این کلمه به واسطه ورود متون دینی و فقهی به زبان و ادبیات فارسی راه یافته است.
بیشترین شهرت و کاربرد این واژه در بستر زبان فارسی، به دلیل استناد به حدیث نبوی مشهوری در منابع روایی فریقین (مانند سنن نسائی و ابوداوود) است که در مباحث اخلاقی و فقهی آداب حضور زنان در اجتماع مورد بررسی قرار میگیرد. این کلمه در متن قرآن کریم نیامده و عمدتاً اصطلاحی حدیثی و ادبی محسوب میشود.