یعنی چه
این عبارت به معنای قطع کردن یا جدا ساختن یک اندام یا تکهای از گوشت از محل اتصال طبیعی استخوانها (مفصل) است؛ بهطوریکه خود استخوان شکسته یا بریده نمیشود، بلکه اتصال مفصلی آن از هم باز میگردد. این مفهوم در پزشکی (جراحی قطع عضو) و قصابی کاربرد دارد.
تلفظ
تلفظ این عبارت فعلی و توصیفی به صورت «بُریدَن اَز مَفصَل یا بَندگاه» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، پاسخ این راهنما دقیقاً عبارت «بریدن از مفصل یا بندگاه» با ۱۹ حرف است. عبارات مشابهی چون «بند از بند جدا کردن» نیز ممکن است مد نظر باشد.
به انگلیسی
در اصطلاحات تخصصی پزشکی و کالبدشناسی، واژه Disarticulation دقیقاً به معنی قطع عضو از روی خط مفصلی است.
به عربی
در زبان عربی از ریشه «فصل» و «بتر» برای رساندن این مفهوم جراحی و کالبدشناسی استفاده میشود.
به فارسی
معادلات و تعابیر سره یا رایج فارسی برای این عبارت شامل «بند از بند جدا کردن»، «مفصلبری» و «قطع مفصلی» است. کلمه مفصل ریشه عربی دارد اما بندگاه کاملاً فارسی است.
نماد چیست
این عبارت به عنوان یک اصطلاح فنی و توصیفی، نماد اسطورهای یا آیینی خاصی ندارد؛ اما در کاربردهای استعاری و ادبی، نشاندهنده قطع کامل و عمیق یک رابطه، جدایی شدید یا انفصال کاملاً برگشتناپذیر میان دو چیز است.
جمعبندی و توضیح کامل بریدن از مفصل یا بندگاه
عبارت «بریدن از مفصل یا بندگاه» یک ترکیب توصیفی در زبان فارسی است که فرآیند جدا کردن یک اندام، استخوان یا تکهای از گوشت را دقیقاً از محل اتصال طبیعی دو استخوان (یعنی مفصل یا بندگاه) بیان میکند. ویژگی اصلی این اقدام در این است که خودِ استخوان دچار شکستگی یا برش نمیشود، بلکه بافتهای اتصالی میان دو بندگاه از هم گسسته میشوند. این واژه از ترکیب فعل فارسی بریدن و کلمات مفصل (عربی) و بندگاه (فارسی) شکل گرفته است.
این اصطلاح در دو حوزه اصلی کاربرد فراوان دارد؛ در علوم پزشکی و جراحی به آن «قطع مفصلی» یا Disarticulation میگویند که نوعی جراحی قطع عضو بدون آسیب به تنه استخوان است. در صنایع غذایی و قصابی نیز به معنای قطعهقطعه کردن لاشه حیوانات از محل بندها است. در لغتنامهها و جداول کلمات متقاطع، این عبارت به عنوان یک پاسخ دقیق ۱۹ حرفی شناخته میشود و ترکیبهای مترادفی چون «بند از بند جدا کردن» را تداعی میکند.