یعنی چه
«گوهر کشیده» در لغت به معنای جواهر یا مرواریدی است که سوراخ شده و در یک رشته و بند قرار گرفته است (رشتهٔ مروارید). در مفهوم ثانویه و ادبی، این ترکیب وصفی به عنوان کنایه از سخن زیبا، بلیغ، فصیح و به نظم درآمده (شعر آراسته) به کار میرود. همچنین میتواند به معنای جواهری باشد که به صورت کشیده و طویل تراش خورده است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت واژهبستِ صفت و موصوفی است: گَوهر (Gowhar) + کَشیده (Kašide).
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف دقیقاً «گوهر کشیده» (با احتساب فضای بینابین به عنوان حروف در ساختار سنتی یا ۹ حرف اصلی) یا معادلهایی نظیر «منظوم» و «مرصع» است.
به انگلیسی
بسته به کاربرد لغوی یا توصیفی، از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به مروارید رشتهشده از تعبیر منظوم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای سره و ترکیبات جایگزین فارسی آن شامل «مروارید به رشتهآمده»، «سخن استوار و آراسته»، «نگین کشیده» و «درّ منظوم» است.
جمعبندی و توضیح کامل گوهر کشیده
واژه مرکب و توصیفی «گوهر کشیده» در زبان و ادبیات فارسی دارای دو لایه معنایی متمایز است. در بیان نخست و لغوی، به مروارید یا سنگهای قیمتی اطلاق میشود که سوراخ شده و نظمیافته در یک ریسمان یا بند کشیده شدهاند تا به عنوان زیورآلات استفاده شوند. این مفهوم کاملاً پارسی، ریشه در متون کهن دارد و تقابل زیبایی با «گوهر ناسفته» (مروارید سوراخنشده) ایجاد میکند.
در لایه دوم که وجه نمادین و مجازی آن است، شاعران کلاسیک نظیر نظامی گنجوی این اصطلاح را برای تصویرسازیهای ظریف به کار بردهاند؛ به عنوان کنایهای از سخن فصیح، شعر آراسته و موزون، یا حتی قطرات دانه دانه اشک که بر مژگان جاری میشود. این ترکیب اگرچه یک کلمه مستقلِ واحد نیست، اما جایگاه تصویرسازی ارزشمندی در دایره لغات ادبی دارد.