یعنی چه
واژهٔ «باغِض» اسم فاعل از ریشهٔ عربی «ب غ ض» است و به فردی اشاره دارد که در دل خود نسبت به دیگران کینه، عداوت، دشمنی و نفرت پنهان نگاه میدارد. این واژه بیشتر در ادبیات دینی، متون اخلاقی و کاربردهای ادبی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این کلمه با الف ممدوح آغاز شده، با کسر حرف «غ» ادامه مییابد و به حرف «ضاد» ختم میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، در پاسخ به پرسشهایی نظیر «کینهورز»، «دشمندار» یا «دارای بغض و کینه»، کلمهٔ ۴ حرفی «باغض» یا کلمات همنشین آن مانند «مبغض» به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی، ریشهٔ «ب غ ض» برای بیان نفرت استفاده میشود. اگرچه «باغض» اسم فاعل این ریشه است، اما لغویون عرب اشاره کردهاند که شکل «مُبْغِض» در کلام فصیح عرب کاربرد فراوانتر و رایجتری دارد.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این واژه شامل کلماتی چون کینهورز، کینهجو، دشمن، بدخواه و بیزار هستند که مفهوم عداوت و نفرت قلبی را به خوبی منتقل میکنند.
نماد چیست
در ادبیات اخلاقی، این کلمه نماد بیماری قلبی، حسد و کینه پنهان است. همچنین در کتب کهن طبیعی و زمینشناسی اصطلاح «باغِضُ الخَلّ» (سرکهگریز) نمادی از گریز و ناپایداری است که به واکنش شدید سنگ آهک یا مروارید در برابر سرکه اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل باغض
واژهٔ «باغِض» یک لغت اصالتاً عربی از ریشهٔ ثلاثی مجرد «ب غ ض» است که به صورت صفت فاعلی، مفهوم «کینهورز، دشمندار و فردی که عداوت و نفرت در دل دارد» را افاده میکند. این کلمه گرچه در زبان عربی فصیح کمتر از واژهٔ «مُبغِض» به کار میرود، اما در متون کهن، ادبیات دینی و اخلاقی فارسی جایگاه خود را دارد و بیشتر در تضاد با واژهٔ «مُحِب» (دوستدار) تعریف میشود.
از نظر نمادشناسی، باغض مظهر نفرت قلبی و بدخواهی پنهان است و در کتب طب و کانیشناسی قدیم نیز در ترکیباتی چون «باغضالخل» به کار رفته که نشاندهندهٔ ناسازگاری و گریز شدید یک ماده از مادهای دیگر است. در زبان فارسی روزمره کاربرد اندکی دارد اما در بازیهای فکری و جدول کلمات به عنوان یک پاسخ ۴ حرفیِ دقیق برای واژگانی چون کینهتوز مطرح میشود.