یعنی چه
واژه حاجتمند به فردی اطلاق میشود که دارای نیاز، احتیاج یا آرزویی برآوردهنشده است. در متون ادبی و عرفانی این کلمه علاوه بر معنای تهیدست و فقیر، به معنای «درخواستکننده حاجت» و کسی که دست نیاز به سوی معبود دراز کرده نیز به کار میرود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت «حاجَتمَند» تلفظ میشود. در متون کهن و تاریخ بیهقی گاهی به صورت «حاجتومند» نیز ثبت و تلفظ میشده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه حاجتمند به عنوان پاسخ برای راهنماهای «نیازمند» یا «تهیدست» به کار میرود و دارای ۷ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی مانند Needy و Indigent دقیقترین معادلها برای رساندن مفهوم فقر و احتیاج مادی یا معنوی هستند.
به عربی
در زبان عربی از کلماتی که با ریشه واژه همخوانی دارند مثل محتاج و ذو حاجة برای توصیف فرد حاجتمند استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی کلمه Muhtaç که ریشه مشترک دارد و ترکیب İhtiyaç sahibi به طور گسترده استفاده میشوند.
در قرآن
خود کلمه فارسی «حاجتمند» در قرآن وجود ندارد؛ اما اسم مصدر عربی آن یعنی «حاجة» ۴ بار در قرآن کریم به صورت نکره (حَاجَةً) آمده است؛ مانند آیه ۸۰ سوره غافر: «...وَلِتَبْلُغُوا عَلَيْهَا حَاجَةً فِي صُدُورِكُمْ...» که به معنای رسیدن به نیاز و مقصود دلهاست. همچنین مفاهیمی مثل «فقیر» برای اشاره به انسان حاجتمند در برابر خدا بارها تکرار شده است.
جمعبندی و توضیح کامل حاجتمند
واژه «حاجتمند» یک صفت مرکب ترکیبی از کلمه عربی «حاجت» (نیاز) و پسوند اتصاف فارسی «-مند» (دارا بودن) است که در مجموع به معنای دارنده نیاز یا فرد محتاج به کار میرود. این کلمه در طول تاریخ زبان فارسی همواره بار معنایی مادی و معنوی را به طور همزمان دوش کشیده است.
در فرهنگ عامه، ادبیات کلاسیک و عرفان ایرانی، حاجتمند تنها به معنای فقیر مادی نیست، بلکه نمادی از تسلیم، تضرع، تواضع و بندگی انسان در برابر خالق بینیاز به شمار میرود. دستهای رو به آسمان در حالت دعا بارزترین نماد تصویرشده از این واژه در فرهنگ ماست.