یعنی چه
واژه مرکب قاچخورده به پدیده یا جسمی گفته میشود که صدمه دیده و خطِ شکاف، بریدگی یا ترک عمیقی بر پیکر آن افتاده باشد؛ مانند زمینِ قاچخورده از خشکی یا لب و زبانِ قاچخورده بر اثر بیماری، سرما یا تشنگی شدید.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه مرکب در زبان فارسی به صورت [qāč xorde] است که از دو بخش «قاچ» (با سکون چ) و «خورده» تشکیل میشود.
در جدول
در جداول متقاطع شرحهایی مانند «ترکبرداشته» یا «شکافدار شده» پدیدار میشوند که پاسخ دقیق و ۸ حرفی آنها واژه «قاچ خورده» است.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در انگلیسی از کلماتی چون Cracked یا Slit استفاده میشود و برای توصیف پوست و لب آسیبدیده کلمه Chapped کاربرد دارد.
به عربی
در زبان عربی واژههای متشقّق، مشقوق و متصدّع دقیقترین معادلها برای توصیف حالت قاچخورده یا از هم گسیخته هستند.
به ترکی
در زبان ترکی واژه çatlamış برای پدیدههای ترکخورده و واژه yarılmış برای اشیا یا سطوح شکافبرداشته به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قاچ خورده
واژه مرکب «قاچخورده» از ترکیب «قاچ» (برش، تکه یا شکاف) و «خورده» (صفت مفعولی از خوردن به معنای دچار شدن به یک حالت) ساخته شده است. این اصطلاح در زبان فارسی امروز برای توصیف هر شیء، زمین یا اندامی به کار میرود که بر اثر خشکی، صدمه یا عوامل محیطی دچار ترکهای عمیق و از هم گسیختگی ظاهری شده باشد. نمونههای رایج آن زمینِ قاچخورده از بیآبی و لبهای قاچخورده در اثر سرما است.
از نظر زبانشناسی، بخش نخست واژه یعنی قاچ، ریشه در زبان ترکی دارد که وارد فارسی شده و با فعل فارسی ترکیب وصفی ساخته است. این عبارت در بیان استعاری نیز کاربرد فراوانی دارد و معمولاً به عنوان نمادی از خشکسالی، تشنگی مفرط، آسیبدیدگی درونی، ضعف ساختار یا از هم گسستن یک رابطه عاطفی و اجتماعی به شمار میرود.