یعنی چه
عبارت «اسب دواندن» در معنای لغوی به معنی وادار کردن اسب به دویدن، تند راندن مرکب و تاختن است. اما در فرهنگهای معتبری مانند فرهنگ معین، این ترکیب به عنوان کنایه از اجحاف، تعدی، زورگویی و به رخ کشیدن قدرت یا پایمال کردن حق دیگران نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت «اَسب دَواندَن» است. در واژه «اسب» حرف الف معمولاً مفتوح (اَ) تلفظ میشود و فعل «دواندن» شکل سببی یا متعدی از مصدر دویدن است.
در جدول
در بازیهای شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، عبارت «اسب دواندن» دقیقاً یک پاسخ ۹ حرفی است. از مترادفهای آن در جدول میتوان به واژههایی چون تاختن یا اسبدوانی کردن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای معنای لغوی این اصطلاح از عبارتهای To gallop a horse یا To race a horse استفاده میشود. همچنین برای انتقال مفهوم کنایی آن یعنی ظلم و تعدی، میتوان از افعالی مانند To oppress یا To override بهره برد.
به عربی
معادل مستقیم این اصطلاح در زبان عربی عبارت «إجْراءُ الخَیْل» به معنای به جریان انداختن و تاختن اسبها است. اگرچه در متن قرآن این عبارت دقیقاً وجود ندارد، اما مفهوم اسبان دونده در سوره عادیات با تعبیر «وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا» تکریم شده است.
نماد چیست
اسب دواندن در فرهنگ و ادبیات ایرانی نمادی از سرعت، قدرتنمایی، جاهطلبی و شتابزدگی است. در متون کنایی، میدان دادن و دواندن اسب معمولاً به معنای جولان دادن قدرت و تاختوتاز در یک قلمرو خاص به کار میرود، چنانکه سعدی در گلستان میگوید: «اول کسی که اسب در میدان دوانید، آن پسر بود.»
جمعبندی و توضیح کامل اسب دواندن
اصطلاح «اسب دواندن» ترکیبی اصیل و ریشهدار در زبان فارسی است که از دو بخش «اسب» (برآمده از ریشه پهلوی aspa) و «دواندن» (ریشه هندواروپایی dheu به معنی جریان داشتن و دویدن) تشکیل شده است. این عبارت در گام نخست یک فعالیت فیزیکی یعنی وادار کردن مرکب به دویدن سریع و تاختن را به ذهن متبادر میسازد که در تاریخ و ادبیات ایران همواره با چابکسواری ملازم بوده است.
با این حال، سیر تطور زبان فارسی بعدی کنایی به این اصطلاح بخشیده است؛ به طوری که در فرهنگهای معتبری چون معین و دهخدا، اسب دواندن کنایه از تعدی، اجحاف و زورگویی به دیگران تلقی میشود. در واقع، این تصویرسازی از کسی که سوار بر اسب قدرت به حریم حقوق دیگران میتازد، نمادی از زیادهخواهی گشته است.
در حوزه نمادشناسی و ادبیات، این فعل هم نشاندهنده شتابزدگی و جاهطلبی است و هم مظهر جولان دادن در یک میدان قلمداد میشود. از همین رو، کاربرد آن در اشعار و حکایات کهن تجلیگر نخستین اقدامِ مقتدرانه یا شتابان در یک امر است.