یعنی چه
این اصطلاح برای توصیف کارها، باورها یا پدیدههایی به کار میرود که با منطق، فهم سلیم و اصول خردورزی در تضاد هستند و ادراکِ درست انسان آنها را نمیپذیرد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت فتحة بر خاء و لام (خِلاف) و سکون بر قاف و لام (عَقْل) انجام میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً ۷ حرف دارد. از دیگر پاسخهای احتمالی و هممعنی میتوان به نامعقول یا غیرمنطقی اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، از واژههای Irrational برای امور غیرمنطقی و Counter-intuitive برای مسائلی که با برداشت اولیه عقلی جور در نمیآیند، استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی نیز از همین ترکیب یا عبارات مشابهی نظیر منافی عقل برای رساندن این مفهوم استفاده میگردد.
به فارسی
معادلهای فارسی و واژههای جایگزین این ترکیب شامل نامعقول، غیرمنطقی، بیمنطق، سفاهتآمیز و خلاف قیاس هستند. متضادهای آن نیز معقول، منطقی، عقلانی و مقتضای عقل میباشند.
در قرآن
خود ترکیبِ عینی «خلاف عقل» در قرآن نیامده است؛ اما مفهوم آن به شدت مورد توجه قرار گرفته است. واژه عقل در قرآن ۴۹ بار به صورت فعل (مانند یعقلون و تعقلون) آمده و کسانی را که بر خلاف عقل حرکت کرده و تدبر نمیکنند، به سختی سرزنش میکند؛ مانند آیه ۲۲ سوره انفال که بیعقلان را بدترین جنبندگان مینامد.
جمعبندی و توضیح کامل خلاف عقل
عبارت «خلاف عقل» یک ترکیب وصفی/اضافی متداول در زبان فارسی است که از دو واژه ریشهدار عربی (خلاف و عقل) تشکیل شده است. این اصطلاح به هر امر، ایده یا رفتاری اشاره دارد که با اصول اولیه منطق، فهم سلیم و نظام ادراکی انسان در تضاد باشد و نتوان آن را با استدلالهای منطقی توجیه کرد.
اگرچه این واژه به صورت یک ترکیب ثابت در متون دینی لزوماً تکرار نشده، اما محتوای آن یعنی دوری از خردورزی و روی آوردن به خرافات، همواره در فرهنگ اسلامی و قرآنی مذموم بوده است. در ادبیات مدرن و نشانهشناسی نیز این مفهوم را معمولاً با نمادهایی مفهومی مانند چرخدندههای ناهمخوان یا قطبهای دفعکننده آهنربا نمایش میدهند.