یعنی چه
غربال (یا غربیل) ظرفی مدور با ته مشبک از جنس پوست، روده یا مفتول است که برای پاک کردن غلات و آرد به کار میرود. سرند نیز نوعی غربال بزرگ سیمی با چشمههای درشتتر است که برای بیختن خاک، شن و ماسه استفاده میشود.
تلفظ
واژه اول به فتح غین و سکون راء «غَربال» و واژه دوم به فتح سین و فتح راء «سَرَند» تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت ۱۰ حرفی در جدول «غربال و سرند» است. از دیگر طراحان جدول ممکن است واژههای پرویزن، الک یا خاکبیز را نیز مد نظر قرار دهند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای غربال یا الک آرد و غلات بیشتر از واژههای Sieve یا Sifter استفاده میشود و برای ابزارهای بزرگتر و صنعتی مانند سرند خاک و ماسه، کلمات Screen یا Riddle کاربرد دارند.
به عربی
در زبان عربی واژه غِربال (جمع آن غرابیل) و مِخل برای الک به کار میرود و برای سرندهای بزرگتر از اصطلاح غربال کبیر یا مِشْوَل استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای اصیل و مترادفهای فارسی این دو واژه شامل پرویزن، الک، غربیل، غلبیر، منخل و آردبیز (برای غربال) و خاکبیز یا غربال سیمی درشتچشمه (برای سرند) است. واژه سرند خود کاملاً فارسی و پهلوی است، اما غربال معرب گربال فارسی میانه است.
جمعبندی و توضیح کامل غربال و سرند
غربال و سرند هر دو از ابزارهای سنتی و کاربردی در زندگی بشر هستند که وظیفه تفکیک، بیختن و جداسازی مواد را بر اساس اندازه بر عهده دارند. غربال چشمههای ریزتری دارد و عموماً برای آرد و غلات خانه کاربرد دارد، در حالی که سرند با چشمههای درشتتر خود در مصالح ساختمانی و حجمهای بزرگ نظیر بیختن شن و ماسه استفاده میشود.
از نظر ریشهشناسی، سرند واژهای اصیل و بازمانده از زبان پهلوی است؛ اما غربال ریشه در زبانهای هندواروپایی دارد که در فارسی میانه به صورت «گربال» بوده و پس از ورود به زبان عربی معرب گشته است. این کلمات گرچه در متن قرآن عیناً نیامدهاند، اما در احادیث شریف اسلام به عنوان تمثیلی برای آزمایشهای سخت آخرالزمان کاربرد فراوانی دارند.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، غربال و سرند به عنوان نمادهای بارز «سره از ناسره کردن»، جداسازی حق از باطل و گذر از فیلترها و آزمونهای سخت شناخته میشوند. اصطلاح غربال شدن در جامعه امروز نیز نشاندهنده تصفیه و باقی ماندن افراد خالص و شایسته پس از یک امتحان دشوار است.