یعنی چه
این واژه در زبان فارسی دو تلفظ و معنای متفاوت دارد؛ «دُمدار» به معنی موجود یا ستارهای است که دم دارد و در اصطلاح نظامی قدیم به بخش انتهای لشکر (عقبدار یا ساقه سپاه) میگفتند. «دَمدار» به معنی هوای سنگین، آمیخته به بخار و گاز یا چاه و نقبی است که هوای خفهکننده دارد.
تلفظ
بسته به معنای مورد نظر به دو صورت تلفظ میشود: دُمدار (Dom-dār) برای موجودات و ستارههای دارای دنباله، و دَمدار (Dam-dār) برای هوا یا محیط خفهکننده و دارای گاز.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ واژه «دمدار» دقیقاً دارای ۵ حرف است و معمولاً برای راهنماهایی مثل «ستاره دنبالهدار» یا «ساقه لشکر» به کار میرود.
به انگلیسی
برابرهای انگلیسی این واژه با توجه به ریشه آن متفاوت است؛ برای اشیاء و حیوانات دنبالهدار از Tailed و برای فضای خفهکننده از واژگان مرتبط با دود و خفقان استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای فارسی این واژه برای تلفظ اول شامل دنبالهدار، ذوذنب، عقبدار، ساقه لشکر و چنداول است. برای تلفظ دوم، مترادفهایی مانند گازدار، خفهکننده، سنگین (برای هوا) و همدم در متون کهن کاربرد دارد.
نماد چیست
در نجوم قدیم و ادبیات کلاسیک فارسی، «ستاره دمدار» یا همان ستاره دنبالهدار، معمولاً به عنوان نماد و نشانهای از دگرگونیهای بزرگ سیاسی، حوادث ناگهانی، شومی یا تعویض پادشاهان تعبیر میشده است. در فرهنگ عامه نیز گاهی کنایه از افراد موذی است.
جمعبندی و توضیح کامل دمدار
واژه «دمدار» از واژگان اصیل زبان فارسی است که از ترکیب یک اسم و پسوند فاعلی «دار» (از مصدر داشتن) ساخته شده است. این کلمه نمونه جذابی از کلمات همنویسه با تلفظ و معنای متفاوت است؛ به طوری که با ضمه (دُمدار) به موضوعات نجومی، نظامی و زیستشناسی اشاره دارد و با فتحه (دَمدار) به ویژگیهای اقلیمی، هواشناسی و حتی مفاهیم عرفانی و همدمی پیوند میخورد.
در کاربردهای جدول و حل معما، شناخت هر دو جنبه معنایی این واژه ۵ حرفی اهمیت بالایی دارد. چه به عنوان ستاره دنبالهدار (ذوذنب) و چه به عنوان ساقه و انتهای لشکر (چنداول)، این واژه ظرفیتهای ادبی و تاریخی فراوانی را در متون کهن فارسی به نمایش میگذارد.