یعنی چه
چلهٔ کمان به بند، طناب یا رودهٔ تابیدهشده و محکمی گفته میشود که به دو سر چوب یا بدنهٔ کمان متصل میشود. این رشته انعطافپذیر و مستحکم با ذخیره انرژی کششی، عامل اصلی پرتاب و شلیک تیر به شمار میرود.
مترادف
در ادبیات فارسی و متون کهن، واژههای «زه» و «وتر» رایجترین و دقیقترین مترادفها برای اشاره به چلهٔ کمان هستند.
جمله سازی
تلفظ
این ترکیب از واژهٔ «چِلّه» (با تشدید لام و کسره در انتها) به همراه مضافالیه «کَمان» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر طناب یا بند کمان خواسته شود و تعداد حروف ۸ حرف باشد، پاسخ دقیق آن «چله ی کمان» است. گزینههای کوتاهتر شامل زه و وتر هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژهٔ اختصاصی Bowstring برای زه یا همان چلهٔ کمان استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی به طناب یا نخی که میان دو سر کمان بسته میشود «وَتَر» یا «وتر القوس» میگویند.
در قرآن
خود واژهٔ «چله» یا ترکیب «چلهٔ کمان» در قرآن نیامده است؛ اما در آیه ۹ سوره نجم عبارت «فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَىٰ» ذکر شده که به فاصله دو کمان اشاره دارد. برخی مفسران «قابِ قوسین» را فاصلهٔ میان قبضه (چوب) کمان تا چلهٔ آن معنا کردهاند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، «تیر در چلهٔ کمان داشتن» کنایه و نمادی از آمادگی صددرصد برای اقدام، جنگ یا شروع یک کار بزرگ است. همچنین به دلیل شکل هندسی و کشیدگی، گاهی در اشعار عاشقانه به عنوان نمادی برای زیبایی و خمیدگی ابروان معشوق به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل چله ی کمان
عبارت «چلهٔ کمان» یک اصطلاح اصیل و فنی در زمینهٔ ابزارهای سنتی رزم است که به طور دقیق به زِهِ کمان یا همان طنابی که دو سر چوب کمان را به هم متصل میکند اشاره دارد. واژهٔ چله در این ترکیب، بر خلاف چلهٔ زمستان یا چلهنشینی که ریشه در عدد چهل فارسی دارند، از ریشهٔ واژگانی به معنای رشتهٔ تابیده، تار یا محل قرارگیری تیر گرفته شده است که مفهوم نهایت کشیدگی و تجمع انرژی را منتقل میکند.
این واژه در ادبیات فارسی کاربرد کنایی فراوانی دارد؛ به طوری که قرار گرفتن تیر در چله، تجسمی از تمرکز بالا، گوشبهزنگ بودن و آمادگی کامل برای رهاسازی یک جریان یا شروع یک نبرد است. در زبانهای دیگر مانند عربی با واژهٔ «وتر» و در انگلیسی با «Bowstring» شناخته میشود و در ساختار جدولهای کلمات متقاطع نیز یک پاسخ کلاسیکِ ۸ حرفی به شمار میرود.