یعنی چه
آبرو در زبان فارسی به ارزش، اعتبار و جایگاه معنوی و اخلاقی انسان در میان مردم اشاره دارد. این واژه مایهٔ سرافرازی، احترام و وجهه اجتماعی شخص است که حفظ آن در فرهنگ ایرانی از بالاترین ارزشها بهشمار میرود.
مترادف
واژههایی مانند عزت، منزلت، قدر، و سُمعه نیز از هممعنیهای این کلمه در بافتهای ادبی و اجتماعی هستند.
ریشه
آبرو یک اسم مرکب فارسی است که در اصل به صورت «آبِ روی» (آبِ صورت یا جلای چهره) بوده است. در فرهنگ زبانی و اساطیری ایران، «آب» کنایه از طراوت، رونق و عرقِ شرم و حیا است. اصطلاح «ریختن آبرو» استعاره از خشک شدن یا از دست رفتن این طراوت و حیا بر اثر کار ناپسند است.
در جدول
در کلمات متقاطع، برای راهنمای «حیثیت»، «شرف» یا «اعتبار» معمولاً کلمه چهار حرفی «آبرو» مد نظر طراحان است.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم آبرو بسته به بافت متن از واژههای فوق استفاده میشود.
به عربی
تعبیر «ماء الوجه» در زبان عربی دقیقاً معادل ساختاری و معنایی واژه آبرو در فارسی است.
به ترکی
این کلمات در ترکی استانبولی برای رساندن مفهوم وجهه، ارزش و آبروی فردی به کار میروند.
در قرآن
خود واژهٔ فارسی «آبرو» در متن عربی قرآن وجود ندارد، اما مفاهیم قرآنی فراوانی بر حفظ حرمت و حیثیت انسانها تأکید دارند؛ مانند نهی از غیبت، تهمت و تجسس در سوره حجرات (آیه ۱۲). همچنین واژه «وَجیه» به معنی صاحب آبرو و وجاهت در دنیا و آخرت، برای حضرت عیسی (ع) در آیه ۴۵ سوره آلعمران و برای حضرت موسی (ع) در آیه ۶۹ سوره احزاب استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل آبرو
آبرو در فرهنگ و ادبیات فارسی نماد گوهر وجودی، مایهٔ حیات معنوی و تجلی عرق شرم و حیا در انسان است. این واژه که از ترکیب زیبای «آب» و «روی» پدید آمده، نشاندهنده طراوت و اصالت شخصیت اجتماعی فرد است. در نگاه ایرانیان، آبرو بزرگترین سرمایه غیرمادی است که از دست رفتن آن به منزله سقوط کامل جایگاه انسانی و اخلاقی شخص در جامعه تلقی میشود.
در شعر کلاسیک و ادبیات عامیانه، صیانت از آبرو همواره مورد ستایش بوده و از آن به عنوان امانتی گرانبها یاد شده که بازگرداندن آن پس از ریخته شدن، غیرممکن است؛ همانطور که صائب تبریزی میگوید: «در حفظ آبرو ز گهر باش سختتر / کین آبِ رفته باز نیاید به جوی خویش». این مفهوم در نظام حقوقی و اسلامی نیز تحت عناوینی چون حفظ عِرض و کرامت انسانی جایگاهی بنیادین دارد.