یعنی چه
واژه قادح در لغت به معنی طعنهزننده و عیبجو است. در اصطلاحات حقوقی، فقهی و فلسفی نیز به هر عامل، دلیل یا آسیبی گفته میشود که ارزش، اعتبار یا صحت چیزی (مانند عدالت یک فرد) را مخدوش، باطل یا تباه کند. همچنین در معنای قدیمی به کرم چوبخواره یا عامل پوسیدگی دندان نیز اطلاق میشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه به صورت «قادِح» است که حرف قاف با الفِ کشیده و حرف دال با صدای کسره (ـِ) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «سرزنشکننده»، «عیبجو»، «باطلکننده» یا «مایه فساد»، واژه چهار حرفی «قادح» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، اگر منظور فردِ عیبجو باشد از Detractor و اگر منظور عامل آسیبرسان و ابطالکننده باشد از واژگان Invalidating یا Impairing استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که ریشه این کلمه عربی است، در زبان مبدأ نیز به عنوان اسم فاعل از فعل قَدَحَ در همین معانی طعنه، عیبجویی و آسیب زدن به کار میرود.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این واژه شامل نکوهشگر، سرزنشکننده، خردهگیر، زیانرسان و بیاعتبارکننده هستند که میتوانند در جملات جایگزین آن شوند.
نماد چیست
واژه قادح یک واژه توصیفی، لغوی و اصطلاحی است و در ادبیات نمادین، اسطورهشناسی یا کهنالگوها به عنوان نمادِ مفهوم خاصی شناخته نمیشود.
جمعبندی و توضیح کامل قادح
واژه «قادح» یک اسم فاعل با ریشه عربی (ق-د-ح) است که به زبان فارسی وارد شده است. این کلمه در اصل به معنای کسی است که به دیگران طعنه میزند، عیبجویی میکند یا آنها را مورد سرزنش قرار میدهد. متضاد مستقیم این واژه در شعر و ادب، کلمه «مادح» به معنای ستایشکننده است.
علاوه بر کاربرد ادبی، قادح در اصطلاحات فقهی، حقوقی و کلامی کاربرد ویژهای دارد؛ به طوری که به هر امر، صفت یا گناهی که باعث ابطال، فساد یا مخدوش شدن یک جایگاه قانونی و شرعی شود، «قادح» میگویند؛ برای نمونه، ارتکاب برخی رفتارها را قادحِ عدالت (باطلکننده عدالت فرد برای پیشنمازی یا شهادت دادن) میدانند.
در ریشهشناسی قدیمیتر، این واژه به مفاهیمی مثل سوراخ کردن یا پوسیدگی نیز پیوند دارد، چنانکه در طب قدیم به عامل سیاهی و کرمخوردگی دندان یا چوب نیز قادح گفته میشد. امروزه این کلمه بیشتر در متون کهن، مباحث حقوقی و به عنوان یک لغت چهار حرفی متمایز در جدولهای کلمات متقاطع دیده میشود.