یعنی چه
این عبارت از ترکیب اسم فاعل «المقتدر» (توانای مطلق و صاحب قدرت تام) و جار و مجرور «بالله» (به وسیله خدا) تشکیل شده است و به مفهوم کسی است که قدرت و مشروعیت خود را از خداوند دریافت میکند.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت با ضمه روی میم، سکون روی قاف، فتح روی تاء، کسر زیر دال و سکون روی راء در کلمه اول، و کسرِ باءِ اتصال به کلمه الله صورت میگیرد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت ۱۲ حرفی به عنوان پاسخ سوالاتی نظیر «هجدهمین خلیفه عباسی» یا لکب خلفای اسلامی با معنای نیرومند به یاری خدا به کار میرود.
به انگلیسی
در متون تاریخی و ترجمههای انگلیسی، برای اشاره به این لقب عباسی از عبارات فوق استفاده میشود.
به عربی
این کلمه اصالتاً عربی و یک ترکیب وصفی-اعتقادی است که در دوران خلافت اسلامی به عنوان لکب پادشاهان استفاده میشد.
به فارسی
در ترجمه رسای فارسی، این عبارت به معنای فرمانروایی است که نیرومندی و اقتدار خود را به پشتیبانی و خواست پروردگار پیوند زده است.
در قرآن
خود ترکیب «المقتدر بالله» در قرآن نیست، اما واژه «مقتدر» به عنوان اسما حسنی در آیه ۴۲ سوره قمر (...أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ) و آیه ۴۵ سوره کهف (...وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِرًا) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل المقتدر بالله
عبارت «المقتدر بالله» یک لقب سلطنتی و خلافت اسلامی با ریشه عربی (قدر) است که مفهوم «نیرومند و توانا به یاری و پشتیبانی خداوند» را افاده میکند. این ترکیب نمادی از تلاش نظامهای پادشاهی برای کسب مشروعیت الهی در ادوار تاریخی بوده است.
شهرت اصلی این نام در تاریخ به «ابوالفضل جعفر المقتدر بالله»، هجدهمین خلیفه عباسی بازمیگردد که در سن ۱۳ سالگی به خلافت رسید. با وجود معنای باصلابت این لقب، دوران ۲۵ ساله حکومت او به دلیل مداخله اطرافیان و سن کم وی، از آشفتهترین و ضعیفترین ادوار خلافت عباسی به شمار میرود.
از نظر لغوی، کلمه المقتدر اسم فاعل از باب افتعال است که نسبت به واژههای همخانواده خود مانند قادر و قدیر، مبالغه و تاکید بیشتری را بر قدرت تام نشان میدهد و در قرآن کریم نیز به عنوان یکی از نامهای پروردگار ستوده شده است.