یعنی چه
واژه عواقر جمعِ کلمه «عاقر» است و به زنان، جانوران ماده یا زمینهایی که قابلیت باروری و تولید مثل ندارند، اشاره دارد. همچنین در متون نجومی کهن، این کلمه به عنوان نام چند ستاره خاص و در جغرافیا به عنوان نام منطقهای در نجد و حجاز کاربرد داشته است.
تلفظ
این واژه دارای چهار صامت و مصوت است که حرف اول (ع) دارای فتحه، حرف سوم (ق) دارای کسره و حرف پایانی (ر) ساکن است: عَواقِر.
به انگلیسی
برای ترجمه این کلمه به زبان انگلیسی، بسته به متن میتوان از واژگانی که به ناباروری جمعی اشاره دارند استفاده کرد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در خود زبان عربی نیز به عنوان اسم جمع برای مونثِ نابارور به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه در حالت جمع شامل کلماتی چون نازاها، نابارورها، بیبرگوبارها و عقیمها میشود.
در قرآن
خود کلمه «عواقر» در قرآن به کار نرفته است؛ اما شکل مفرد آن یعنی «عاقر» ۴ مرتبه در قرآن کریم استفاده شده است. این واژه برای اشاره به ناباروری همسر حضرت ابراهیم (ع) در سوره ذاریات و همسر حضرت زکریا (ع) در سورههای آلعمران و مریم به چشم میخورد.
نماد چیست
در ادبیات، فرهنگ عامه و متون کهن، واژه عواقر نمادی از خشکی، بیاصالتی، ناامیدی و قطع شدن نسل است. البته در بستر داستانهای دینی و قرآنی، این نماد با معجزه الهی شکسته شده و به امید، باروری و زایش پیوند میخورد.
جمعبندی و توضیح کامل عواقر
واژه «عواقر» یک اسم جمع با ریشه عربی (از ریشه ع-ق-ر) است که به زبان فارسی وارد شده و به معنای زنان یا موجودات ماده نازا و نابارور به کار میرود. این کلمه در متون کهن علاوه بر این معنی، کاربردهای دیگری نیز در حوزه نجوم (نام چند ستاره) و جغرافیا (منطقهای در نجد) داشته است.
اگرچه خود واژه عواقر در قرآن مجید ذکر نشده، اما شکل مفرد آن یعنی «عاقر» در داستانهای مرتبط با معجزات الهی و تولد فرزندان انبیاء در پیری (مانند حضرت زکریا و حضرت ابراهیم) نقشی کلیدی دارد. این کلمه در فرهنگ عامه نمادی از پایان نسل و خشکی است که به لطف الهی دگرگون میشود.