یعنی چه
واژه اقعاد مصدری عربی از باب افعال است که در لغت به چند معنای محوری اطلاق میشود؛ نخست وادار کردن کسی به نشستن (نشاندن)، دوم تکفل امور و خدمت کردن به شخص به گونهای که معاش او تامین شود، و سوم در اصطلاحات فقهی و حقوقی به معنای فلج کردن یا زمینگیر نمودن کسی بر اثر بیماری یا آسیب است.
تلفظ
این کلمه بر وزن افعال قرائت میشود. در گویش صحیح، همزه اول دارای کسره، قاف ساکن، عین مفتوح و متصل به الف مدّی است که در نهایت به دال ساکن ختم میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «نشاندن»، «زمینگیر کردن» یا «مقعد ساختن»، واژه پنجحرفی «اقعاد» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، برای معنای فیزیکیِ نشستن از واژه Seating و برای مفاهیم فقهی، پزشکی یا حقوقی مرتبط با از کار افتادگی و زمینگیری از کلمات Crippling یا Immobilizing استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه اصیل عربی دارد و در متون فقهی و لغوی عرب، برای بیان مفهوم بنشاندن کسی یا ابتلای فرد به بیماری زمانگیر و زمینگیرکننده به کار میرود.
به فارسی
برابرهای دقیق این واژه در زبان فارسی شامل مصدرهای «نشاندن» و تعابیری همچون «زمینگیر کردن» یا «از کار انداختن» است که مفهوم اصلی مصدر باب افعال را به زبان فارسی منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل اقعاد
واژه «اقعاد» یک مصدر عربی از باب افعال و مشتق از ریشه سه حرفی (ق - ع - د) است. این کلمه در زبان و ادبیات فارسی به عنوان یک وامواژه فقهی و لغوی شناخته میشود و سه لایه معنایی متمایز را حمل میکند؛ در مرتبه نخست به معنای ساده فیزیکی یعنی نشاندن کسی کاربرد دارد، در مرتبه دوم به معنای تکفل معاش و خدمترسانی به فرد است، و در مرتبه سوم که بیشتر در متون حقوقی و فقهی تبلور دارد، به حالت زمینگیری، فلج شدن و ناتوانی جسمی دائم یا موقت اشاره میکند.
اگرچه خودِ کلمه اقعاد به این صورت ساختاری در متن قرآن کریم نیامده است، اما مشتقات دیگر ریشه آن مانند قعود، قاعدین و مقعد به فراوانی در آیات قرآن استفاده شدهاند. متضادهای اصلی این واژه در زبان مبدأ شامل اقامه (برپا داشتن) و انهاض (برخیزاندن) است که کاملاً روبروی مفهوم نشاندن و زمینگیر کردن قرار میگیرند.