یعنی چه
واژه «اشعلت» (أَشْعَلْتُ) فعل ماضی از باب افعال در زبان عربی است که به معنای افروختن آتش، روشن کردن چراغ یا شعلهور ساختن چیزی به کار میرود. این واژه در متون کهن به عنوان وامواژه یا در ارجاعات لغوی استفاده شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه در صیغه متکلم وحده به صورت «اَشْعَلْتُ» (با ضمه تاء) به معنی من آتش افروختم، و در صیغه مخاطب مذکر به صورت «اَشْعَلْتَ» (با فتحه تاء) به معنی تو آتش افروختی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «آتش افروختم به عربی» یا «روشن کردم»، واژه ۵ حرفی «اشعلت» است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه در مفهوم برافروختن و شعلهور ساختن آتش شامل واژگان بالا هستند.
به عربی
از مترادفات هممعنی این فعل در خود زبان عربی میتوان به «أوقدتُ» (روشن کردم) و «أضرمتُ النار» (آتش را برافروختم) اشاره کرد.
به فارسی
برگردان دقیق این فعل عربی به زمان گذشته (ماضی) فارسی، برابر با «افروختم»، «آتش زدم» یا «روشن ساختم» است.
نماد چیست
این کلمه مجازاً نماد آغاز کردن یک جریان بزرگ، ایجاد گرما و روشنایی، برانگیختن شور و هیجان و در کاربردهای منفی، نماد شروع یک نزاع یا فتنه (مانند برافروختن آتش جنگ) است.
جمعبندی و توضیح کامل اشعلت
واژه «اشعلت» یک فعل ماضی از ریشه ثلاثی مجرد «ش ع ل» است که با رفتن به باب افعال، معنای تعدی یا متعدی به خود گرفته و به صورت «أَشْعَلْتُ» به معنی «آتش افروختم» یا «روشن کردم» ترجمه میشود. این کلمه همخانواده با واژگان پرکاربردی همچون شعله، مشعل، اشتعال و مشتعل است که همگی مفهوم نور، حرارت و برافروختگی را در خود دارند.
اگرچه خود صیغه «اشعلت» در متن قرآن کریم نیامده است، اما همریشتهی آن در باب افتعال یعنی فعل «اشْتَعَلَ» در سوره مریم برای توصیف سپید شدن و درخشان شدن موی سر در پیری به زیبایی به کار رفته است. در کاربردهای حل جدول و مسابقات فکری، این کلمه به عنوان یک واژه ۵ حرفی با مفهوم افروختن شناخته میشود.