یعنی چه
فاسق خواندن (تفسیق) در اصطلاح به معنای متهم کردن دیگری به بدکاری، گناهکاری و نافرمانی از دستورهای الهی یا اصول اخلاقی است. این عمل در رتبهای پایینتر از تکفیر قرار دارد و به جای خروج از اصل دین، بر خروج از عدالت و طاعت تمرکز دارد.
تلفظ
این ترکیب از واژهٔ عربی «فاسِق» (با کسرهٔ حرف سین) و فعل مصدری فارسی «خوانْدَن» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً «فاسق خواندن» با ۱۰ حرف یا معادل عربی آن «تفسیق» با ۵ حرف است.
به انگلیسی
در فضاهای دینی، فقهی و حقوقی متون انگلیسی، برای رساندن این مفهوم از عبارت Declaring someone a sinner یا واژهٔ تخصصی Tafsiq استفاده میشود.
به عربی
مصدر باب تفعیل از ریشه (ف س ق) به معنای نسبتِ فسق دادن به دیگری است.
به فارسی
واژهٔ «فاسق» از ریشهٔ عربی «ف س ق» به معنی بیرون شدن هسته از پوست خرما گرفته شده که مجازاً برای خروج از بندگی حق به کار میرود. همخانوادههای آن شامل فسق، فُسّاق و فاسقانه است. متضاد آن عادل شمردن و تزکیه است.
در قرآن
خودِ ترکیب فارسی «فاسق خواندن» در قرآن نیامده، اما ریشهٔ آن فراوان است؛ مانند آیه ۶ سوره حجرات: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا...» که به بررسی خبرِ آدمِ نافرمان اشاره دارد. طبق قرآن، ویژگی فاسقان نقض عهد و خروج از طاعت خداست.
جمعبندی و توضیح کامل فاسق خواندن
عبارت «فاسق خواندن» که در زبان عربی و متون فقهی به آن «تفسیق» میگویند، به معنای متهم کردن یک فرد به بدکاری، نافرمانی از احکام الهی و خروج از مسیر عدالت و اخلاق است. این اصطلاح با تکفیر تفاوت دارد؛ چرا که تکفیر شخص را کاملاً خارج از دین میداند، اما تفسیق تنها بر گناهکار بودن و شکستن حریمهای شرعی فرد تأکید میکند.
در عرف امروز زبان فارسی، کلمهٔ فاسق گاهی معنای محدودتری در روابط نامشروع به خود میگیرد، اما ترکیبِ «فاسق خواندن» دقیقاً به همان مفهومِ حقوقی و اخلاقیِ متهم کردن دیگری به فساد و معصیت اشاره دارد. این واژه در ساختار جدولهای کلمات متقاطع یک عبارت ۱۰ حرفی است و ریشه در آیات قرآنی ناظر بر دوری از طاعت الهی دارد.