یعنی چه
این عبارت کنایه از کجسلیقگی، بدشانسی یا بیتدبیری در گزینش است؛ زمانی به کار میرود که شخصی از میان تعداد زیادی از گزینههای بسیار خوب و قدرتمند، دست روی بدترین و ناتوانترین آنها بگذارد.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت روان و عامیانه [mayāne peyghambarhā jorjis rā peydā kardeh] است.
در جدول
پاسخ دقیق این عبارت در جدولهای کلمات متقاطع با تعداد ۲۷ حرف، خودِ عبارت «میان پیغمبرها جرجیس را پیدا کرده» است. اگر به دنبال نام پیامبر مظلوم در این ضربالمثل باشید، پاسخ «جرجیس» با ۵ حرف خواهد بود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معادل ضربالمثل ساختاری دقیقی وجود ندارد، اما از نظر مفهومی عبارات فوق بهترین جایگزین برای رساندن معنای انتخاب ضعیفترین گزینه هستند.
به عربی
در فرهنگ عربی برای رساندن این مفهوم از کنایههای مربوط به انتخابِ بد یا مواجهه با بدترین گزینهها استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای عامیانه و ضربالمثلهای هممعنی فارسی آن شامل «از میان کورها غضنفر را پیدا کرده» و «از نوکرهای بابا، قنبر را انتخاب کرده» است. در نقطه مقابل، عبارات کنایی مانند «گل سرسبد را سوا کردن» متضاد مفهومی آن به شمار میروند.
در قرآن
این عبارت و داستان حضرت جرجیس کاربرد قرآنی ندارد. سرگذشت این پیامبر در کتابهای تاریخی، تفاسیر و قصصالانبیاء نقل شده و به دلیل روایتِ شکنجههای فراوان و نداشتن کتاب یا پیروان زیاد در تاریخ، در فرهنگ عامه به نماد مظلومیت و کممعجزه بودن تبدیل شده است.
جمعبندی و توضیح کامل میان پیغمبرها جرجیس را پیدا کرده
ضربالمثل «میان پیغمبرها جرجیس را پیدا کرده» یکی از کنایههای طنزآمیز و نغز در زبان و ادبیات فارسی است. ریشه این عبارت به باورهای عامیانه درباره حضرت جرجیس (ع) بازمیگردد؛ پیامبری که پس از حضرت عیسی (ع) آمد و با وجود تحمل شکنجههای سخت از سوی پادشاهان ستمگر، در مقایسه با پیامبران اولوالعزم، کتاب، شریعت گسترده یا پیروان پرشماری نداشت. مردم عامه او را پیامبری بیکس و کممعجزه میدانستند.
در کاربرد روزمره، این ضربالمثل زمانی به کار میرود که فردی در یک موقعیت انتخاب، با وجود دسترسی به گزینههای متعدد، باکیفیت، قوی و هوشمندانه، در نهایت دست روی بدترین، ضعیفترین یا بیاهمیتترین گزینه ممکن بگذارد. این عبارت نمادی عینی از کجسلیقگی، بیتدبیری یا بدشانسی مفرط در گزینش است.
از نظر ساختاری، این جمله دقیقاً ۲۷ حرف دارد و در معادلسازیهای بینالمللی نیز با مفاهیمی همچون «جدا کردن بدترین عضو یک گروه» یا «انتخاب ضعیفترین حلقه زنجیر» در زبان انگلیسی همپوشانی معنایی دارد.