یعنی چه
خوانسالار در لغتنامههای معتبر به معنای رئیس طباخان، سفرهچی دربار و کسی است که مدیریت آشپزخانه شاهی، نظارت بر پخت غذا و چاشنیگیری پیش از شاه را بر عهده داشته است.
تلفظ
این واژه به صورت «خوانْسالار» تلفظ میشود که در آن حرف «و» خوانده نمیشود (واو معدوله).
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به پرسشهایی نظیر «رئیس آشپزخانه دربار» یا «سفرهچی شاهان»، واژه ۹ حرفی «خوانسالار» یا معادلهای قدیمیتر آن مد نظر است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم خوانسالار در زبان انگلیسی، بسته به نوع وظیفه پادویی یا مدیریتی، از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به فارسی
این واژه ترکیبی اصیل از «خوان» (به معنی سفره) و «سالار» (به معنی رئیس) در زبان فارسی دری است. واژههای خوالیگر و توشمال از هممعنیهای تاریخی آن هستند.
در قرآن
واژه خوانسالار به عنوان یک کلمه خالص فارسی در متن عربی قرآن وجود ندارد؛ اما در ترجمههای کهن فارسی و کتابهای قصص قرآن، برای اشاره به شغل طباخ یا ساقی فرعون در داستان حضرت یوسف (ع) استفاده شده است.
نماد چیست
این کلمه بار نمادین یا استعاری ویژهای در فرهنگ عمومی ندارد و تنها به عنوان یک منصب دیوانی و اداری در ساختار دربارهای قدیم ایران شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خوانسالار
واژه «خوانسالار» یکی از مناصب مهم و تشریفاتی در دربارهای پادشاهی ایران باستان و دوران اسلامی بوده است. این واژه که از ترکیب دو بخش «خوان» به معنای سفره و «سالار» به معنای رئیس یا سردار تشکیل شده، به طور مستقیم به شخصی اشاره دارد که مدیریت تمام امور مربوط به آشپزخانه، تهیه مواد اولیه، پختوپز و چیدن سفره شاهانه را بر عهده داشته است.
از آنجا که حفظ جان پادشاهان از خطر مسمومیت اهمیت بالایی داشت، خوانسالار معمولاً از میان افراد بسیار مورد اعتماد انتخاب میشد تا وظیفه چاشنیگیری و تست غذاها را پیش از سرو انجام دهد. در متون کهن ادبی و تاریخی مانند تاریخ بیهقی و شاهنامه، این عنوان در کنار واژگانی چون خوالیگر و بکاول به وفور دیده میشود.