یعنی چه
واژهٔ «افتقر» یک فعل ماضی از باب افتعال در زبان عربی است که وارد زبان فارسی شده و به معنای محتاج شدن، نیازمند شدن و به فقر و تنگدستی رسیدن است. این کلمه بیانگر حالت نیاز شدید و از دست رفتن دارایی یا توانایی است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسرهٔ همزه و سکون فاء و فتح تاء و قاف و راء به صورت «اِفْتَـقَـرَ» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، پاسخ به راهنمای «نیازمند شد» یا «به فقر واصل شد» با توجه به تعداد حروف، کلمهٔ ۵ حرفی «افتقر» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم این فعل از عباراتی که نشاندهندهٔ فقر، نیاز و کمبود هستند استفاده میشود.
به عربی
این کلمه خود ریشهٔ عربی دارد و مترادفهای آن در زبان عربی فصیح افعالی مانند إحتاج و افتقد هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این فعل ماضی، عبارات فعلی همچون «نیازمند شد»، «تنگدست گردید»، «به فقر افتاد» و «فاقد شد» هستند.
در قرآن
خودِ فعل ماضیِ «افتقر» به این صورت دقیق در متن قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما همخانوادههای اسمی و صفتی آن بارها به کار رفتهاند. از معروفترین آنها میتوان به آیه ۱۵ سوره فاطر («یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ») و آیه ۲۴ سوره قصص از زبان حضرت موسی («رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ») اشاره کرد که مفهوم نیاز ذاتی مخلوق به خالق را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل افتقر
واژهٔ «افتقر» فعلی عربی از ریشهٔ «ف ق ر» و باب افتعال است که به معنای نیازمند شدن، به فقر رسیدن و تهیدست شدن به کار میرود. اگرچه خود این فعل در زبان فارسی امروز کمتر به صورت مستقیم استعمال میشود، اما مصدر آن یعنی «افتقار» و اسم فاعل آن یعنی «مفتقر» در متون ادبی، عرفانی و دینی فارسی کاربرد چشمگیری دارند.
این کلمه در فرهنگ اسلامی و ادبیات عرفانی بار معنایی خاصی دارد و بیشتر برای بیان فقر ذاتی و نیاز مطلق انسان و تمام موجودات به خداوند (غنی مطلق) استفاده میشود. در جدول کلمات متقاطع نیز به عنوان یک واژهٔ ۵ حرفی با مفهوم محتاج شدن شناخته میشود.