یعنی چه
اسپ یا اسبک (در عربی: الفرس)، قطعهای فنی و حیاتی در اسطرلاب است. این قطعه مخروطیشکل مانند یک گوه در مرکز دستگاه قرار میگیرد تا صفحات متحرک (صفایح و عنکبوت) را روی محور اصلی (قطب) محکم و ثابت نگه دارد تا از جای خود بیرون نیفتند.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «اَسپ» (با فتح الف) و «اَسطُرلاب» (با فتح الف و ضم طاء) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این اصطلاح دقیقاً ۱۰ حرف دارد. طراحان جدول معمولاً آن را به عنوان «قطعهای در اسطرلاب» یا «قفل صفحات ستارهیاب باستان» مطرح میکنند.
به انگلیسی
در متون انگلیسی و تاریخ علم غرب، به دلیل شکل ظاهری این قطعه که شبیه به سر اسب تراشیده میشده، دقیقاً از واژه Horse یا Wedge برای توصیف آن استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای فارسی و جایگزین این واژه شامل «اسبک» و «گوه محور» است که ساختار و کارکرد دقیق فنی این ابزار را در زبان فارسی معاصر و کهن نشان میدهد.
نماد چیست
این واژه نماد پایداری و انسجام است؛ چرا که این قطعه کوچک، نگهدارنده تمام صفحات یک رایانه آنالوگ باستانی (اسطرلاب) است و بدون حضور آن، تمام دستگاه متلاشی و غیرقابل استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اسپ اسطرلاب
واژه «اسپ اسطرلاب» برخلاف ظاهر غلطانداز خود، ربطی به حیوان اسب یا صورتهای فلکی ندارد، بلکه یکی از مهمترین قطعات مکانیکی و فنی در ساختار نجومی اسطرلابهای کهن است. این قطعه کوچک که به صورت یک پین یا گوه مخروطی ساخته میشد، در مرکز دستگاه قرار میگرفت تا صفحات متحرک نجومی را به صورت کاملاً مستحکم روی محور اصلی قفل کند.
علت نامگذاری این قطعه به نام «اسپ» یا «اسبک» این بود که منجمان و صنعتگران باستان، سرِ بیرونزده این گوه فلزی را معمولاً به شکل مینیاتوری از سر یک اسب میتراشیدند. در متون نجوم دوره اسلامی به آن «الفرس» نیز گفته میشد و در واقع نماد انسجام و اتصال کل دستگاه بود، چرا که بدون این پین کوچک، صفحات اسطرلاب از هم جدا شده و دستگاه کارایی خود را از دست میداد.