معنی
«صُمّ» در اصل کلمهای عربی و جمعِ «أصَمّ» است که به معنای افراد کر، ناشنوا و کسانی که توانایی شنیدن ندارند به کار میرود.
یعنی چه
این واژه در اصطلاح و کاربردهای کنایی، به معنای بیتوجهی کامل، غفلت، تعصب کورکورانه و بسته بودن گوش باطن در برابر فهم و پذیرش کلام حق است.
مترادف
واژههایی که مفهوم ناشنوایی جسمی یا کَری باطنی و بیاعتنایی را میرسانند، به عنوان مترادف این کلمه شناخته میشوند.
متضاد
کلماتی که بر توانایی شنیدن، درک کردن و توجه داشتن دلالت میکنند، در مقابل این واژه قرار میگیرند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه ثلاثی مجرد «ص م م» مشتق شدهاند و مفاهیمی نظیر کری، خود را به کری زدن و انسداد را در بر میگیرند.
ریشه
ریشه اصلی این واژه در زبان عربی «ص م م» است که در اصل به معنای بستن، سد کردن و محکم کردن درِ ظرف یا شیشه به کار میرفته و به دلیل بسته شدن راه شنیدن، به ناشنوایی نیز صمم گفته شده است.
جمله سازی
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه با توجه به کاربرد مفرد یا جمع آن انتخاب میشوند.
به فارسی
دقیقترین برگردان و معادل فارسی برای واژه «صُمّ»، کلمه «کَران» (جمع کَر) یا ناشنوایان است.
جمعبندی و توضیح کامل صم
واژه «صم» یک کلمه با ریشه عربی (ص م م) است که در لغتنامههای معتبر فارسی و عربی به معنای کران و ناشنوایان تعریف میشود. مفرد این واژه «أصَمّ» بوده و سیر تطور معنایی آن از مفهوم فیزیکی «بستن و مسدود کردن راه صدا» آغاز شده است.
این کلمه به دلیل کاربرد ویژه و مکرر در متون دینی بهویژه قرآن کریم، اهمیت استعاری بالایی دارد. معروفترین کاربرد آن در آیه ۱۸ سوره بقره به صورت «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ» تجلی یافته که در آن، ناشنوایی نه به عنوان یک نقص جسمی، بلکه به عنوان نمادی از انسداد بصیرت، تعصب و حقناپذیریِ باطنی منافقان و کافران توصیف شده است.
در ادبیات فارسی و عرفانی نیز صم به عنوان کنایهای از غفلت، قطع ارتباط با حقیقت و نشنیدن ندای درون و پیرامون به کار میرود؛ افرادی که آگاهانه گوش خود را بر روی حقایق عالم بستهاند.