یعنی چه
این عبارت یک صفت مرکب فاعلی در زبان فارسی است که به حالتِ رهایی از «منِ ذهنی» و کنترل ارادی اشاره دارد. فرد در این حالت، تحت تأثیر شدید یک عامل درونی یا بیرونی (مانند عشق، وجد، اندوه یا شهود عرفانی) قرار میگیرد و هوشیاری ظاهریاش نسبت به محیط اطراف موقتاً زایل میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این راهنما با توجه به تعداد حروف، خودِ عبارت «از خود بیخود شده» یا مترادفهای آن نظیر مدهوش، حیران و شیدا است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، اصطلاح Beside oneself با حروف اضافه (مثل with joy/grief) معادلِ دقیق حالت بیاختیاری است.
به عربی
در زبان عربی متون عرفانی، کلمه «مجذوب» به زیبایی این حالت کشش و از خود بیخودی را منعکس میکند.
به ترکی
اصطلاح ترکی Kendinden geçmiş دقیقاً از نظر ساختار واژگانی با عبارت فارسی همخوانی دارد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فرهنگ شرق، این حالت نمادِ رهایی از عقل مصلحتاندیشِ ظاهری است. «جام می» ابزاری است که این بیخودی را پدید میآورد، «رقص سماع» تجلی فیزیکی و حرکتی این رهایی است و «بلبل» عاشقِ صادقی است که با دیدن روی گل، از خود بیخود و غزلخوان میشود.
جمعبندی و توضیح کامل از خود بیخود شده
عبارت «از خود بیخود شده» توصیفکنندهٔ حالتی عمیق و روحی است که در آن، مرزهای عقلِ حسابگر فرو میریزد. این واژه کاملاً ریشه در زبان و ادبیات فارسی دارد و سیر تاریخی آن نشان میدهد که ابتدا در اصطلاحات صوفیه برای بیان مرتبهٔ «فنا» و «جذبهٔ الهی» به کار میرفته و به مرور زمان به زبان عامه و محاوره نیز راه یافته است تا هرگونه بیاختیاری ناشی از شدتِ احساسات را توصیف کند.
از منظر مفهومی، این حالت حتی در متون مقدسی چون قرآن کریم نیز در قالب تصاویر گوناگون به چشم میخورد؛ مانند مدهوش شدن حضرت موسی (ع) هنگام تجلی بر کوه یا بیاختیار شدن زنان مصر هنگام دیدن زیبایی حضرت یوسف (ع). این عبارت نمایانگر اوج تأثیرپذیری روان انسان از یک جاذبهٔ برتر است.