یعنی چه
در اصطلاح فلسفی و کلامی، حدوث به معنای مسبوق بودن وجود یک شیء به عدم است؛ یعنی موجودی که پیش از این نبوده و سپس جامه هستی به تن کرده است. این مفهوم در برابر «قِدَم» (همیشگی بودن) قرار دارد.
تلفظ
این واژه به صورت حُدوث (ضمه روی حرف ح و د) تلفظ میشود و ریشه آن عربی است.
در جدول
در پاسخ به سوالات طراحان جدول درباره پدید آمدن جهان پس از عدم یا اصطلاحات فلسفی آغاز جهان، عبارت «حدوث در فلسفه» با ۱۱ حرف یا واژگانی چون حادث و تجدد کاربرد دارد.
به انگلیسی
در متون تخصصی فلسفه دین و فلسفه اسلامی، برای رساندن معنای عالم حادث یا مفهوم حدوث، غالباً از واژگان معادل فوق یا Contingence (امکان و وابستگی هستیشناختی) استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای فارسی این واژه شامل پدیدآمدگی، نوپدیدی و نو شدن است که مفهوم آغاز یافتن وجود یک شیء را در زبان فارسی بازگو میکنند.
در قرآن
خود مصدر «حدوث» در متن قرآن نیامده است، اما همخانوادههای آن مانند «مُحْدَث» (به معنی نو و جدید) در آیه ۲ سوره انبیاء («مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ...») و مشتقاتی چون «يُحْدِثُ» در آیه ۱ سوره طلاق به کار رفتهاند.
نماد چیست
حدوث یک اصطلاح کاملاً عقلی، فلسفی و کلامی در حوزه هستیشناسی است؛ به همین دلیل، نماد تصویری، مادی یا نشانهشناختی خاصی در تاریخ هنر، اسطورهشناسی یا فرهنگ عامه برای آن تعریف نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل حدوث در فلسفه
حدوث یکی از بنیادیترین مفاهیم در فلسفه و کلام اسلامی است که به مسئله آغاز پیدایش جهان و رابطه مخلوقات با خالق میپردازد. این مفهوم اصطلاحاً به معنای وجود یافتن شیء پس از نیستی (مسبوق بودن به عدم) است و دقیقاً در نقطه مقابل «قِدَم» یا ازلیت قرار میگیرد که مختص ذات باریتعالی است.
فیلسوفان و متکلمان مسلمان انواع مختلفی برای حدوث قائل شدهاند. متکلمان به «حدوث زمانی» معتقدند که یعنی جهان در بستر زمان آغازی داشته است. در مقابل، ابنسینا «حدوث ذاتی» را مطرح میکند که به نیاز ذاتی معلول به علت اشاره دارد. در نهایت، ملاصدرا با تبیین نظریه حرکت جوهری، «حدوث تجددی» را معرفی کرد که بر اساس آن، کل جهان مادی در هر آن و لحظه در حال نو شدن و پدید آمدگی مستمر است.