یعنی چه
این عبارت یک کنایه زیبای ادبی در زبان فارسی است. تصویر اصلی آن از جایی میآید که فرد برای آلوده نشدن لباسش یا برای راحتتر و سریعتر حرکت کردن، لبههای پایین جامه (دامن) خود را جمع میکند. در اصطلاح به معنی دوری گرفتن از مادیات، گناه یا کنارهگیری از خلق و عزلتنشینی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت فتحه روی ميم در واژه دامن (دامَن) و سکون نون، همراه با مصدر چیدن است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول واژه «دامن چیدن» با ۸ حرف است. عبارات هممعنی دیگر مانند «دامن برچیدن» یا «دامن درچیدن» نیز در جدولها کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم کنایی دامن چیدن (عزلتنشینی و دوری گزیدن) از این افعال و اصطلاحات استفاده میشود.
به عربی
در لغتنامه دهخدا واژه «تلبب» که به معنی جمع کردن جامه است به عنوان معادل دستاول و «الاعتزال» به عنوان معادل معنایی آن ذکر شده است.
به ترکی
در زبان ترکی اصطلاح Etek çekmek دقیقاً معادل ساختاری و معنایی دامن چیدن در فارسی است و به معنی دست کشیدن و کنارهگیری از کاری کاربرد دارد.
نماد چیست
این فعل در ادبیات فارسی نمادِ آلوده نشدن دامنِ روح به تعلّقات دنیوی، دوری از فتنهها و حفظ سلامت نفس است؛ چنانکه ناصرخسرو در نثر خود از این تعبیر برای دوری گزیدن از فضول و بدعتها استفاده کرده است.
جمعبندی و توضیح کامل دامن چیدن
اصطلاح «دامن چیدن» یا صورتهای دیگر آن مثل «دامن برچیدن»، از جمله کنایات نغز و پرکاربرد در ادبیات کلاسیک فارسی است. ریشه این عبارت به فرهنگ پوشش در گذشته بازمیگردد؛ زمانی که پوشیدن لباسهای بلند و عبا نشانه اشرافیت بود و راهرفتن با آنها سبب کشیده شدن دامن جامه روی زمین و آلودگی میشد. از این رو، جمع کردن یا چیدن دامن، تصویری عینی برای آمادگی جهت حرکت یا مراقبت از پاکی لباس بود.
در مفهوم ثانویه و کنایی، این واژه گوشهنشینی، دوری از غوغای جهان و بهویژه حفظ تقوا و پاکدامنی را بازگو میکند. عارفان و شاعران بزرگ از این تعبیر برای نشان دادن زهد و عافیتطلبیِ معنوی بهره بردهاند تا دوری خود را از فتنهها و دلبستگیهای مادی جهان آشکار سازند.