یعنی چه
عبارت ذلیل خوار به فردی اشاره دارد که در غایت پستی، خواری و فرومایگی قرار گرفته و تمام ارزش، احترام و جایگاه اجتماعی یا انسانی خود را از دست داده است. این ترکیب برای تاکید بیشتر بر شدت بدبختی و حقارت یک شخص به کار میرود.
در جدول
در کلمات متقاطع، عبارت «ذلیل خوار» دقیقاً از ۸ حرف تشکیل شده است. از دیگر پاسخهای مشابه در جدول میتوان به زبون، حقیر، پست و مسکین اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف حالت ذلت و خواری شدید از واژگانی چون Humiliated (تحقیر شده) یا Despicable (فرومایه و پست) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از تعابیری مانند ذلیل حقیر یا مُهان (کسی که به او توهین شده و خوار گشته) برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژه Rezil به معنای رسوا و خوار، و واژه Hor یا Hakir برای توصیف فرد کوچکشده و بیمقدار به کار میرود.
به فارسی
عبارت ذلیل خوار یک ترکیب دوگانه متراادف است. بخش «خوار» ریشه در پارسی میانه و پهلوی دارد که به معنای بیارزش و سبک است. مترادفهای فارسی اصیل آن شامل خوارمایه، فرومایه، زبون، بیمقدار و پَست جانی میباشند.
نماد چیست
در ادبیات و ضربالمثلهای فارسی، موجوداتی مانند «موش» یا «کرم زمین» و مفاهیمی چون «خاکنشینی» به عنوان نمادهای عینی ذلت، زبونی و خوار بودن شناخته میشوند. در نقطه مقابل، شاهین و عقاب نماد عزت و سربلندی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل ذلیل خوار
ترکیب «ذلیل خوار» (یا خوار و ذلیل) یکی از دوگانههای مترادف و پُرکاربرد در زبان فارسی است. این عبارت از دو جزء تشکیل شده که «ذلیل» ریشهای عربی دارد و «خوار» واژهای اصیل از پارسی میانه است. همنشینی این دو کلمه در کنار هم، برای تأکید موکد بر شدت حقارت، پستی، زبونی و از دست رفتن کامل عزت و اعتبار یک شخص یا گروه به کار میرود.
در متون کهن و اصطلاحات روزمره، این کلمه معمولاً در مقابل مفاهیمی چون عزت، شرف، ارجمندی و سربلندی قرار میگیرد. اگرچه خود این ترکیبِ دوزبانه عیناً در متن قرآن نیامده، اما ریشه عربی آن یعنی ذلت و صفت جمع «أذله» بارها برای توصیف خوارشدگان و کسانی که مهر پستی بر پیشانیشان خورده، استفاده شده است.
در فرهنگ عامه و ادبیات تعلیمی ایران، برای تجسم بخشیدن به مفهوم ذلت از نمادهایی چون موش یا خاکآلودگی استفاده میکنند. این واژه در بازیهای کلمات و جدولهای متقاطع به عنوان یک ترکیب ۸ حرفی شناخته میشود که بازتابدهنده نهایت فرومایگی و بیمقداری است.