یعنی چه
این اصطلاح در ادبیات فارسی به معنای پنهان شدن از دیدهها، عزلت گزیدن و به شدت نایاب شدن چیزی یا کسی به کار میرود؛ به گونهای که مانند پرنده افسانهای عنقا، تنها نامی از آن شنیده شود اما نشانی از آن در جهان عینی نباشد.
تلفظ
واژه عنقا با فتح عین و سکون نون تلفظ میشود و در ترکیب با فعل شدن، یک مصدر مرکب را میسازد.
در جدول
در کلمات متقاطع، عبارت «عنقا شدن» به عنوان پاسخ برای طراحانی است که کنایه از نایابی مطلق یا ناپدید شدن پرندهوار را مد نظر دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی متناسب با سیاق کلام میتوان از افعالی که دلالت بر ناپدید شدن ناگهانی یا مفقود و نایاب شدن دارند استفاده کرد.
به عربی
اگرچه جزء اول این ترکیب یعنی «عنقاء» خود ریشهای عربی دارد، اما مصدر مرکب «عنقا شدن» ساختاری فارسی است که در عربی با افعال پنهانی یا تشبیه به عنقا بازگو میشود.
به فارسی
معادلهای سره و ترکیبات هممعنی فارسی آن شامل غایب شدن از نظرها، دور افتادن از خلق و پنهانکاری یا گوشهنشینی مطلق است.
نماد چیست
عنقا شدن در ادبیات صوفیانه و عرفانی نمادی از «مقام هویت غیبی» است؛ حقیقتی بلندمرتبه که ذهنها نامش را میشناسند اما حقیقت و ذات آن از تجلی و شهود عینی پنهان است و دست کسی به آن نمیرسد.
جمعبندی و توضیح کامل عنقا شدن
عبارت «عنقا شدن» یک مصدر مرکب کنایی در زبان و ادبیات فارسی است. ریشه جزء اول آن یعنی «عنقاء» به زبان عربی و واژه «عُنُق» (به معنی گردن) برمیگردد که به پرندهای افسانهای با گردن دراز اشاره دارد. این پرنده به دلیل دوری از چشم مردمان و آشیان داشتن در کوه قاف، در فرهنگ ما به مظهر نایابی و انزوا بدل شده است.
در کاربرد عام و ادبی، هرگاه شخص، شیء یا مفهوم ارزشمندی به شدت کمیاب شود یا به کلی از دیدرس جامعه و اطرافیان خارج گردد، میگویند «عنقا شده است». این تعبیر نشاندهنده غیبتی طولانی و انزوایی است که امکان دسترسی مجدد به آن بسیار بعید به نظر میرسد.
شاعران بزرگی همچون صائب تبریزی در اشعار خود از این تعبیر بهره بردهاند تا مفاهیمی چون لزوم گوشهنشینی اهل معرفت، فرار از هیاهوی خلق و یا صیانت از فکر و طبع بلند را در برابر چشمان نامحرمان به تصویر بکشند.