یعنی چه
این اصطلاح فقهی و حقوقی به تکالیف، وظایف اخلاقی و آداب رفتاری اشاره دارد که یک قاضی مسلمان باید در دادگاه و در مواجهه با شاکی و متشاکی رعایت کند؛ مانند حفظ سعهصدر، بیطرفی کامل و رفع ظلم.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی عربی به صورت «اَدَبُ الْقاضیَیْن» است. «ین» در انتها نشانه تثنیه (دو قاضی) یا اشاره به صیغه جمع در اصطلاح عامیانه است، گرچه اصل فقهی آن «أدب القاضی» (مفرد) نامیده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به عنوان آیین دادرسی اسلامی یا اخلاق قضاوت، کلمه «ادب القاضیین» با ۱۱ حرف است.
به انگلیسی
در متون حقوقی بینالمللی، این مفهوم با اخلاق حرفهای قضات و آیینهای رفتاری دادگاهها همپوشانی دارد.
به عربی
ریشه این اصطلاح کاملاً عربی است و فقیهان مذاهب مختلف اسلامی کتابهای مستقلی را تحت همین عناوین تالیف کردهاند.
به فارسی
در زبان فارسی و حقوق معاصر، معادل دقیق این اصطلاح را میتوان «اخلاق حرفهای قضاوت» یا «آداب محکمه» دانست که رفتار کارگزاران قضایی را تنظیم میکند.
در قرآن
این ترکیب عینا در متن قرآن نیامده است، اما مفاهیم آن مانند لزوم داوری عادلانه در آیات متعددی تاکید شده است؛ از جمله در سوره نساء آیه ۵۸ که میفرماید: «وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ».
جمعبندی و توضیح کامل ادب القاضیین
عبارت «ادب القاضیین» (که در متون اصیل فقهی بیشتر به صورت أدب القاضي یا آداب القضاء شناخته میشود) یکی از ابواب مهم در فقه اسلامی است. این اصطلاح به تبیین وظایف اخلاقی، رفتاری و شرعی قاضی در زمان رسیدگی به دعاوی میپردازد. هدف از وضع این آداب، تضمین بیطرفی کامل دادگاه و ایجاد فضایی است که در آن عدالت به بهترین شکل ممکن جاری شود، به طوری که قاضی حتی در نگاه کردن، سلام کردن و تکریم طرفین دعوا نیز باید مساوات را رعایت کند.
در تاریخ حقوق اسلامی، فقیهان بزرگی از مکاتب مختلف (به ویژه حنفی و شافعی) کتابهای مستقلی را با همین عنوان به رشته تحریر درآوردهاند که امروزه به عنوان هسته اولیه فلسفه حقوق و اخلاق قضایی شناخته میشوند. این قوانین مانع از لغزش، جانبداری و خرق آداب در محاکم شده و نمادی از سنجش دقیق حق و اجرای قاطعانه عدالت هستند.