یعنی چه
این عبارت یک صفت مفعولی مرکب در زبان فارسی است که دو معنای محوری دارد؛ نخست به معنی چیزی یا کسی که به حال خود رها و ترک شده است، و دوم به معنی امر، مال یا مسئولیتی که به شخص دیگری سپرده، محول و تسلیم شده است.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت «واگذاشته شده» (vâ-gozâšte šode) است که از پیشوند «وا»، بن ماضی «گذاشت»، پسوند مفعولی «ه» و فعل معین «شده» تشکیل میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، برای راهنمای «واگذاشته شده»، پاسخ اصلی میتواند خود کلمه با ۱۱ حرف باشد. همچنین کلماتی مانند متروک، رهاشده، یله، تفویضشده و محولشده نیز به عنوان پاسخهای جایگزین کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در زبان انگلیسی اگر منظور رهاشدگی باشد از Abandoned استفاده میشود و اگر منظور سپردن وظیفه یا مال باشد، کلمات Assigned یا Entrusted به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی، کلمه «متروک» و «مخذول» برای جنبه طردشدگی و رها شدن به کار میروند. در فرهنگ واژگان قرآنی نیز «مخذولاً» به معنای کسی است که بدون یاور واگذاشته شده باشد. برای جنبه واگذاری امور نیز واژه «مفوض» دقیقترین معادل است.
به فارسی
برگردانها و واژههای همتراز اصیل فارسی برای این عبارت شامل رهاشده، متروک، یله، تفویضشده، سپردهشده، محولشده و واگذارده هستند. در مقابل، واژههایی چون تصاحبشده، نگهداریشده و پسگرفتهشده متضاد آن به شمار میروند. این واژه ساختاری کاملاً فارسی دارد و از ریشه ایرانی باستان مشتق شده است.
نماد چیست
این واژه به خودی خود مابهازای نمادین یا سمبلیک خاصی در اساطیر و نشانهشناسی ندارد؛ اما در متون ادبی و عرفانی، گاه مظهر و نماد «تنهایی مطلق و بینیازی از خلق» یا نشانهای از «تسلیم محض بودن و تفویض کارها به تدبیر الهی» قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل واگذاشته شده
عبارت «واگذاشته شده» یک صفت مفعولی مرکب و اصیل در زبان فارسی است که دو رویه معنایی متفاوت اما پرکاربرد دارد. در وجه نخست، این کلمه به معنای رها شدن، ترک شدن و بییاور ماندن است؛ همانطور که در ترجمه واژگان قرآنی کلمه «مخذول» به معنای واگذاشته شده و یارینشده آمده است. این بعد از معنا، مفهوم تنهایی و متروک بودن را ذهن متبادر میکند.
در وجه دوم، این عبارت در امور حقوقی، اداری و روزمره به کار میرود و دلالت بر سپردن، تفویض کردن و محول کردن یک مسئولیت، مال یا وظیفه به دیگری دارد. ریشه این واژه به پیشوند «وا» و فعل «گذاشتن» بازمیگردد که در زبانهای باستان به معنای رهبری کردن و سوق دادن بوده است. در ترجمه به زبانهای دیگر مانند انگلیسی و عربی، باید با توجه به سیاق متن، میان این دو جنبه (رهاشدگی یا سپردگی) تمایز قائل شد.