یعنی چه
عبارت «وجود الهی» در اصطلاح فلسفی، کلامی و عرفانی به معنای حقیقت ذات خداوند، هستی مطلق و مبدأ و آفریننده جهان است؛ حقیقتی که واجبالوجود است، کمال مطلق دارد و هیچگونه نیستی و فنا در آن راه ندارد.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [وُ جوُ دِ اِ لا هی] است که از دو واژه «وجود» (با ضمه واو اول) و «الهی» (با کسره الف و لام ممدود) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ متداول برای این مفهوم در جدولهای کلمات متقاطع «وجود الهی» (دارای ۸ حرف) یا «واجب الوجود» است.
به انگلیسی
رایجترین معادلها در زبان انگلیسی برای اشاره به هستی و ذات خداوند این عبارات هستند.
به عربی
در متون فلسفی و کلامی عربی از این تعابیر برای بیان مفهوم هستی خداوند استفاده میشود.
به فارسی
مترادفها و برگردانهای شایع این عبارت در زبان فارسی شامل هستی مطلق، ذات حق، واجبالوجود، صمدیت و ربوبیت است.
در قرآن
خودِ ترکیب اسمی «وجود الهی» به صورت صریح در متن قرآن نیامده، چرا که کلمه وجود به این معنا از اصطلاحات بعدی فلسفه و کلام اسلامی است. با این حال، حقیقت آن با صفاتی چون «الحیّ» (زنده ابدی) و «القیّوم» (قائم به ذات) در آیهالکرسی بیان شده است. همچنین به افاضه این وجود در انسان با تعبیر «وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» اشاره شده است.
جمعبندی و توضیح کامل وجود الهی
عبارت «وجود الهی» از دو بخش «وجود» (برگرفته از ریشه عربی و ج د به معنی یافتن و هست شدن) و «الهی» (از ریشه أ ل ه به معنی پرستش یا تحیر) تشکیل شده است. این اصطلاح در سپهر فلسفه، عرفان و کلام اسلامی، اشاره به ذات پاک باریتعالی دارد که هستی محض و مبدأ تمام موجودات است و صانع جهان به شمار میرود.
اگرچه خود این ترکیب ساختاری در قرآن به چشم نمیخورد، مفاهیم عمیق توحیدی و اوصافی چون الحی و القیوم کاملاً جلوهگر این حقیقت هستند. در هنر و نمادشناسی اسلامی، به دلیل اصل تنزیه (منزه دانستن خدا از شباهت به مخلوقات)، تصویرگری مادی از این وجود صورت نمیگیرد؛ اما از آرایههایی چون نور (با استناد به آیه الله نور السموات والارض) و خوشنویسی اسم جلاله «الله» برای یادآوری آن استفاده میشود.