یعنی چه
عبارت «رجل السهم» در لغتنامههای کهن مانند دهخدا و منتهیالارب به عنوان یک اسم مرکب عربی شناخته میشود که به بخشهای انتهایی و ابتدایی یک تیر (پیکان و پرهای انتهای تیر) یا دو طرف و پهلوی تیغ و تیر اشاره دارد.
تلفظ
این ترکیب به صورت رِجْلُ السَّهْم تلفظ میشود که در آن حرف «ر» مکسور (رِ)، «ج» ساکن (جْ)، «ل» مضموم (لُ) و «س» و «ه» در کلمه السهم به ترتیب مفتوح و ساکن هستند.
در جدول
در مسابقات و طراحان جدول، اگر طراح پرسش «دو طرف تیر یا پهلوی تیغ» را مد نظر داشته باشد، پاسخ دقیق آن واژه ۸ حرفی «رجل السهم» است.
به عربی
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و در فرهنگهای معتبری مانند اقرب الموارد نیز به همین معنی (طرفین یا دو سر تیر) به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این اصطلاح کهن، عبارتند از «دو سر تیر»، «پیکان و فاق تیر» یا «دو پهلوی تیغ» که ساختار بدنه و اجزای تیر را توصیف میکنند.
در قرآن
عین ترکیب مرکب «رجل السهم» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، کلمات سازنده آن به صورت جداگانه دیده میشوند؛ واژه «رِجْل» در قالبهای «رجلین» و «ارجل» (به معنی پاها) و واژه «سهم» در قالب فعل «فَسَاهَمَ» (به معنی قرعه انداختن) در سوره صافات به کار رفتهاند.
جمعبندی و توضیح کامل رجل السهم
واژه «رجل السهم» یک اصطلاح تشریحی و نظامی کهن در زبان و ادبیات فارسی و عربی است که برای توصیف دقیق اجزای یک تیر کمانی به کار میرفته است. این ترکیب اضافی عموماً به هر دو انتهای تیر یعنی بخش پیکان (سر تیر) و بخش پرها و فاق (انتهای تیر) یا پهلوهای بدنه آن اشاره دارد و نشاندهنده دقت واژگان در نامگذاری ابزارهای جنگی گذشته است.
در لغتنامههای مرجع مانند لغتنامه دهخدا، این واژه بر اساس متون کهن معنا شده و امروزه بیشتر در بازیهای فکری، حل جدول و بررسی متون ادبی قدیمی کاربرد دارد. شناخت این اصطلاحات به درک بهتر تعابیر استعاری در شعر و نثر کلاسیک کمک میکند.