یعنی چه
این واژه در ادبیات رسمی به کسی کنایه میزند که خطمشی، عقیده یا هدف مشخصی در زندگی ندارد. اما در زبان عامیانه و اصطلاحات رفاقتی، به فردی گفته میشود که اصول معرفت، لوطیگری و وفاداری را زیر پا میگذارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «بِی» (پیشوند نفی) و «مَرام» (با فتح ميم اول) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «بیمعرفت» یا «بیهدف»، واژه ۶ حرفی «بی مرام» قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال حس عامیانه آن در رفاقت، گاهی از واژههای توصیفکننده بیوفایی نیز استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی بسته به کاربرد رسمی یا عامیانه، واژههای متفاوتی معادل آن قرار میگیرند.
به فارسی
واژه «بیمرام» یک صفت مرکب تباعی است که از پیشوند نفی فارسی «بی» و واژه عربی «مرام» (به معنی قصد و آرزو) ساخته شده است. واژههایی نظیر مرام و مرامات با آن همخانواده هستند.
نماد چیست
این کلمه یک صفت رفتاری و اخلاقی است و نماد مادی یا جانوری خاصی ندارد. با این حال، در ادبیات کلانشهری، مفاهیمی چون «خنجر از پشت زدن» یا «رفیق نیمهراه» تصویرهای ذهنی مرتبط با آن هستند. این واژه در قرآن نیز کاربرد و ریشهای ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل بی مرام
واژه «بیمرام» نمونهای جالب از کلماتی است که سیر تحول معنایی آشکاری را طی کردهاند. در لغتنامههای شاخص مانند دهخدا، این واژه به معنی کسی است که آرمان، مسلک یا هدف مشخصی را در زندگی دنبال نمیکند و اصطلاحاً بیهدف است.
با این حال، در فرهنگ عامه، کوچهبازار و ادبیات لوطیگری، معنای این واژه کاملاً دگرگون شده و به قلمرو اخلاق رفاقتی وارد شده است. امروزه وقتی کسی را بیمرام خطاب میکنند، منظور بیوفایی، نارفیقی و پایبند نبودن به اصول معرفت و دوستی است.
این صفت متمایز کننده مرزهای دوستی حقیقی از رفاقتهای سودجویانه است و به عنوان یک ضد ارزش اخلاقی شدید در روابط اجتماعی و دوستانه به کار میرود.