یعنی چه
عبارت «طعن و سرزنش» به معنای آزار دادن دیگران با کلام، بازگو کردن عیوب آنها به قصد تحقیر، و توبیخ کردن است. این کار معمولاً با لحنی کنایهآمیز و نیشدار انجام میشود که فرد را دلآزرده میکند.
تلفظ
واژهٔ «طَعْن» با سکون عین و «سَرْزَنِش» با فتح سین و سکون راء تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، برای راهنمای «طعن و سرزنش» میتوان از خود عبارت ۹ حرفی یا واژههای مترادف آن مانند ملامت و توبیخ استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به لحن و شدت کلام، میتوان از معادلهای فوق برای رساندن مفهوم طعن و سرزنش استفاده کرد.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای متعددی برای این مفهوم وجود دارد؛ از واژههای اصیل مانند بیغاره و گواژه گرفته تا کلمات رایجتری مثل ملامت، توبیخ و عیبجویی.
در قرآن
ریشهٔ «طعن» دو بار در قرآن کریم برای اشاره به زباندرازی و عیبجویی مخالفان در دین به کار رفته است؛ یکی در آیهٔ ۴۶ سورهٔ نساء («...وَیَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ وَطَعْنًا فِی الدِّینِ») و دیگری در آیهٔ ۱۲ سورهٔ توبه («...وَنَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ...»).
جمعبندی و توضیح کامل طعن و سرزنش
عبارت ترکیبی «طعن و سرزنش» از دو بخش عربی و فارسی تشکیل شده است. واژهٔ «طعن» در اصل به معنای نیزه زدن بوده که به مرور زمان در ادبیات به صورت استعاره برای زخمزبان و آزار کلامی به کار رفته است؛ واژهٔ «سرزنش» نیز یک مصدر مرخم فارسی به معنای ملامت است. ترکیب این دو با هم، نهایتِ آزار کلامی، توبیخ و عیبجویی نیشدار را میرساند.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، طعن و سرزنش همواره نکوهیده شده و شاعران آن را به «نیش خنجر»، «زخم تیر» یا «خار» تشبیه کردهاند، چرا که اثر تخریبی آن بر روح انسان کمتر از جراحتهای جسمی نیست. در قرآن کریم نیز این واژه معنایی مذموم داشته و برای کسانی که در دینِ حق عیبجویی و کارشکنی کلامی میکنند، به کار رفته است.
از نظر واژهشناسی، متضادهای این عبارت شامل مدح، ستایش، تمجید و تشویق است و همخانوادههای بخش عربی آن واژگانی چون طعنه، مطعن، طاعن و مطعون هستند. این کلمه در بازیهای فکری و جدول نیز کاربرد زیادی دارد و با کلماتی چون ملامت، شماتت و توبیخ همپوشانی معنایی دارد.