یعنی چه
این عبارت یک مصدر مرکب کنایی در زبان فارسی است که به معنای آغاز کردن به دویدن با سرعت زیاد به قصد فرار، در رفتن از یک معرکه، یا متواری شدن از یک موقعیت ناخوشایند و دلهرهآور به کار میرود.
تلفظ
تلفظ عامیانه و روان این عبارت فعلی به صورت «پا بفرار گذاردن/گذاشتن» است که در محیطهای گفتاری معمولاً حرف «به» به صورت کسره به واژه بعدی میچسبد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کنایه با توجه به تعداد حروف مشخص میشود. عبارت «پا بفرار گذاردن» دقیقاً دارای ۱۳ حرف است. از نمادهای تصویری و فرهنگی مرتبط با این حالت در طراحهای معما میتوان به «خرگوش» یا «ردپای در حال دور شدن» اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم هم از افعال ساده مانند flee استفاده میشود و هم از اصطلاحات کنایی دقیقی مثل take to one's heels که کاملاً با تصویرسازی «پا» در فارسی همخوانی دارد.
به عربی
در زبان عربی فعلهای «فَرَّ» و «هَرَبَ» مستقیمترین معادلها هستند. همچنین تعبیر قرآنی «وَلَّیْتُم مُّدْبِرینَ» (سوره توبه، آیه ۲۵) دقیقاً به معنای پشت کردن و پا به فرار گذاشتن در میدان نبرد است.
به فارسی
این عبارت ترکیبی از واژگان فارسی و عربی است. واژه «فرار» ریشه عربی (ف-ر-ر) دارد اما کل تعبیر یک کنایه کاملاً اصیل و رایج در ادبیات گفتاری و مکتوب فارسی به شمار میرود. متضاد آن ایستادگی کردن، ماندن و مقاومت کردن است.
جمعبندی و توضیح کامل پا بفرار گذاردن
عبارت کنایی و فعلی «پا بفرار گذاردن» (یا شکل متداولتر مکتوب آن: پا به فرار گذاشتن) یکی از مصادر مرکب ملموس در زبان فارسی است که صحنهٔ گریختنِ ناگهانی و پرشتاب یک فرد را به تصویر میکشد. این اصطلاح معمولاً زمانی استفاده میشود که عامل محرکی مانند ترس، وحشت، احساس خطر یا روبرو شدن با یک موقعیت ناخوشایند، شخص را وادار میسازد تا بدون معطلی و با تمام سرعت اقدام به ترک محل کند.
از نظر ساختار زبانی، این تعبیر همنشینی جالبی از واژههای فارسی («پا» و «گذاشتن») با یک واژهٔ کلیدی عربی یعنی «فرار» (از ریشه ثلاثی فَرَّ) است. در ادبیات عامیانه و اصطلاحات کوچه و بازار، این حالت را با تعابیر دیگری همچون «به چاک زدن» یا «فلنگ را بستن» نیز بیان میکنند که همگی حامل همین بار معناییِ گریزِ سریع هستند.
در فرهنگهای مختلف و تصویرسازیهای معماگونه، شتاب و سرعتِ نهفته در این فعل را غالباً به دویدنِ سریع خرگوش هنگام احساس خطر تشبیه میکنند. این اصطلاح کاربرد گستردهای در داستاننویسی، گزارشهای حادثهای و گفتگوهای روزمره دارد و نقطهٔ مقابل مفاهیمی چون ایستادگی، پا برجا ماندن و مقاومت کردن است.