یعنی چه
عبارت طلق الوجه در لغت به معنای کسی است که چهرهای باز، خندان و پذیرا دارد و گرهی در ابروانش دیده نمیشود. این اصطلاح برای توصیف افراد خوشاخلاق و صمیمی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب وصفی عربی به صورت طَلْقِ الوجه (یا طَلْقُ الوجه) است که در زبان فارسی نیز به همین صورت به کار میرود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «گشادهرو یا خندان»، کلمه ۸ حرفی «طلق الوجه» مد نظر است.
به عربی
این عبارت خود ریشه عربی دارد و از واژه (ط - ل - ک) به معنای رهایی و گشادگی گرفته شده است؛ مترادفهای همرده آن در عربی مدرن شامل بشوش و متبسم است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این اصطلاح شامل کلماتی چون خوشرو، خندانلب، گشادهرو، تابانروی و منبسطالوجه است که همگی دلالت بر سیمای شاداب دارند.
در قرآن
عین ترکیب «طلق الوجه» در متن قرآن کریم به کار نرفته است. ریشه (ط-ل-ق) در قرآن صرفاً در قالب کلماتی چون طلاق و مطلقات برای احکام جدایی آمده است؛ هرچند مفاهیم مشابه مانند «وجوه مسفره ضاحکه» در توصیف مؤمنان وجود دارد. این عبارت شهرت خود را از احادیث نبوی کسب کرده است.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی، طلق الوجه بودن نمادِ بارز حسن خلق، آشتیجویی و سادهترین نوعِ احسان و صدقه به دیگران به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل طلق الوجه
عبارت «طَلْق الوجه» یک ترکیب وصفی عربی است که به طور گسترده وارد ادبیات فارسی، متون عرفانی و اخلاقی شده است. این واژه در لغت به معنای گشادهرو، خندان، بشاش و کسی است که در برخورد با دیگران چهرهای باز و صمیمی دارد. ریشه این کلمه به معنای رهایی و باز شدن گرههاست و نشاندهنده صورتی است که از اخم و انقباض آزاد است.
این اصطلاح اگرچه در قرآن کریم به طور مستقیم نیامده، اما ریشه شهرت و محبوبیت آن به احادیث نبوی بازمیگردد که در آنها برخورد با چهره گشاده با برادران دینی سفارش شده است. در فرهنگ عامه و ادبیات، طلق الوجه بودن به عنوان نمادِ بیهزینهترین احسان، خوشاخلاقی و آشتیجویی شناخته میشود.