یعنی چه
عبارت «تار سبحه» یک ترکیب اضافی در زبان فارسی است. «تار» به معنی نخ یا رشته و «سُبحه» واژهای عربی به معنی تسبیح است؛ بنابراین این عبارت دقیقاً به معنای «نخِ تسبیح» است که در ادبیات کنایه از پیوند میان اجزای یک کل یا نظام زهد است.
تلفظ
این ترکیب از واژه فارسی «تار» (با کسره اضافه) و واژه عربی «سُبحه» (با ضمه روی حرف سین و سکون روی حرف باء) تشکیل شده است.
در جدول
در اصطلاح طراحان جدول، پاسخ این گزاره خود کلمه «تار سبحه» با ۷ حرف یا معادل آن «نخ تسبیح» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم از ترکیبهایی که به بند یا نخ تسبیح اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از واژه «خَیط» به معنای نخ یا «سِالک» به معنای رشته در کنار المسبحة استفاده میکنند.
به فارسی
برگردان و معادلهای روان فارسی این ترکیب اصطلاحاتی چون «نخِ تسبیح»، «رشتهٔ تسبیح» و «بندِ تسبیح» هستند که در گفتار روزمره به کار میروند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و شعر سبک هندی (بهویژه اشعار صائب تبریزی)، تار سبحه نماد «کثرت در وحدت» است؛ چرا که یک نخ واحد توانسته دانههای متعدد را کنار هم نگه دارد. همچنین گاهی به عنوان نماد زهد ریایی و قید و بندهای ظاهری دینداری در مقابل «رشته زنار» قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل تار سبحه
عبارت «تار سبحه» ترکیبی ادیبانه و دقیق برای اشاره به همان نخ یا رشتهای است که مهرههای تسبیح را به یکدیگر متصل میکند. این کلمه از یک بخش فارسی (تار) و یک بخش عربی (سبحه) ساخته شده و در متون کهن و اشعار شاعرانی چون صائب تبریزی کاربرد فراوان دارد.
در نگاه عرفانی، این اصطلاح فراتر از یک معنای فیزیکی، نشاندهنده پیوند میان اجزا و کنایه از توحید یا کثرت در وحدت است. در ادبیات تعلیمی نیز معمولاً در تقابل با «رشته زنار» قرار میگیرد تا تفاوت میان زهد ظاهری و کفر آشکار را نمایان سازد.