یعنی چه
قیماق به لایه غلیظ، پرچرب و کشداری شبیه به کلاتد کریم گفته میشود که روی شیر جوشیده شکل میگیرد. در مفهوم کنایی نیز به برترین، مرغوبترین و نابترین بخش از یک چیز (گل سرسبد) قیماق میگویند.
ریشه
این کلمه یک وامواژه در زبان فارسی است که از ریشه فعل kaymak در ترکی باستان به معنی سر خوردن، ذوب شدن یا شکل گرفتن لایه روی مایعات اقتباس شده و به ادبیات فارسی راه یافته است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، کلمه پنج حرفی قیماق به عنوان پاسخ سرشیر یا خامه غلیظ به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این فرآورده لبنی از اصطلاح کلاتد کریم یا همان نام اصلی و بومی آن یعنی کایماک استفاده میشود.
به عربی
در کشورهای عربی، نزدیکترین معادل کاربردی برای سرشیر یا خامه غلیظ، واژههای قشده و قشطه هستند.
به ترکی
واژه قیماق اصالتاً ترکی است و در زبان ترکی امروزی نیز به صورت کایماک برای همین محصول لبنی لذیذ استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل، کهن و متداول این واژه در زبان فارسی شامل سرشیر، خامه غلیظ، چربه، چرابه و نمشک هستند که همگی به لایه چربی روی شیر اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل قیماق
واژه قیماق یک وامواژه اصیل از زبانهای ترکی است که به لایه چربی غلیظ و خوشطعمی که پس از جوشیدن روی شیر تشکیل میشود، اشاره دارد. این ماده غذایی پرچرب و لذیذ در سراسر خاورمیانه، ایران و آسیای مرکزی محبوبیت بالایی دارد و در زبان فارسی بیشتر با نام سرشیر شناخته میشود.
علاوه بر کاربرد غذایی، قیماق وارد ادبیات و فرهنگ عامه نیز شده است. از آنجا که این ماده لذیذترین و مرغوبترین بخش شیر است، در اصطلاحات کنایی به عنوان نمادی از خلوص، برگزیدگی و «گل سرسبد» یک مجموعه، مال یا مجلس به کار میرود و نشاندهنده بالاترین کیفیت ممکن از یک چیز است.