یعنی چه
در اصطلاح فقه، حقوق و منطق، شرطیت به معنای اعتبار شرط بودن یک امر برای تحقق امر دیگر (مأمورٌبه) است؛ به طوری که وجود مشروط به وجود شرط بستگی دارد، اما شرط خارج از ماهیت خودِ شیء قرار میگیرد؛ مانند شرطیت وضو برای صحت نماز.
تلفظ
این واژه با فتح شین، سکون را، طاء مکسور، یاء مشدد و مفتوح و سکون تاء تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنماهایی همچون «وضعیت مشروط بودن» یا «کیفیت شرط»، خود واژه پنجحرفی «شرطیت» یا واژههای همبستهای مانند تقید قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Conditionality دقیقاً مفهوم وضعی و کیفیت مشروط بودن را میرساند.
به عربی
این واژه از ریشه عربی «ش ر ط» گرفته شده و با اضافه شدن یاء نسبت و تاء تأنیث (مصدر جعلی) در متون فقهی و اصولی عربی به کار میرود.
به فارسی
برگردانها و معادلهای روان فارسی این واژه شامل مشروط بودن، وابستگی تحقق یک امر به امر دیگر، و تقید است.
نماد چیست
در منطق صوری و ریاضی، نماد شرطیت و گزارههای شرطی (اگر... آنگاه...) با علامت فلش یا پیکان یکطرفه نشان داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شرطیت
واژه «شرطیت» یک اصطلاح تخصصی حقوقی، فقهی و منطقی است که از ریشه عربی «ش ر ط» ساخته شده و به کیفیت یا وضعیتِ شرط بودن یک چیز برای چیز دیگر اشاره دارد. تفاوت ظریفی میان شرطیت و جزئیت وجود دارد؛ جزء همواره داخل در ماهیت یک عمل است (مانند رکوع در نماز)، اما شرط با وجود اینکه صحت عمل کاملاً به آن وابسته است، خارج از ماهیت آن قرار میگیرد (مانند طهارت و وضو برای نماز).
در ساختار زبان و منطق، این واژه نشاندهنده لزوم عهد، پیمان یا بستری است که بدون فراهم شدن آن، امر اصلی محقق یا صحیح تلقی نمیشود. متضاد این واژه مفهوم «مانعیت» (آنچه جلوی تحقق کار را میگیرد) است و در منطق صوری نیز روابط میان گزارههای شرطی با نماد پیکان یکطرفه نمایش داده میشود تا وابستگی منطقی تالی به مقدم را عیان سازد.