معنی
در منابع لغوی زبان فارسی، این واژه برای توصیف مناظر، اشیاء یا چهرههایی به کار میرود که به دلیل هماهنگی و زیبایی، به بیننده حس خوبی منتقل میکنند و به اصطلاح چشم را مینوازند.
یعنی چه
این اصطلاح از ترکیب حس بینایی (چشم) با یک رفتار عاطفی و لطیف (نوازش) ساخته شده است تا اوج زیبایی هنری و طبیعی یک پدیده را نشان دهد.
مترادف
این واژهها همگی در ابعاد مختلف بصری، مفهوم جذابیت و زیبایی ظاهر را منتقل میکنند.
متضاد
واژههایی که به هر نحوی حس ناخوشایند بصری و عدم هماهنگی در ظاهر را نشان میدهند.
هم خانواده
این کلمات از ریشههای اسمی «چشم» و بن مضارع «نواز» (از مصدر نواختن/نوازیدن) ساخته شدهاند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً در پاسخ به راهنمای «خوشمنظر یا زیبا» از واژهٔ چشمنواز استفاده میشود که دقیقاً ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
این معادلها همگی بر جنبهٔ لذتبخش بودن یک تصویر یا منظره برای بیننده تأکید دارند.
جمعبندی و توضیح کامل چشم نواز
واژهٔ «چشمنواز» یکی از ترکیبات اصیل و زیبای زبان فارسی است که از ادغام اسم «چشم» و بن مضارع «نواز» (از مصدر نواختن یا نوازیدن) شکل گرفته است. معنای تحتاللفظی آن «آنچه چشم را نوازش میدهد» است و در اصطلاح برای توصیف هر پدیده، منظر، هنر یا چهرهای به کار میرود که تماشای آن مایۀ آرامش، لذت و بهجت خاطر بیننده شود. این واژه نمونهای عالی از پویایی زبان فارسی در پیوند دادن اندامهای حسی با مفاهیم عاطفی و هنری است.
اگرچه این عبارت به طور مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مصادیق معادل آن مانند عبارت «تَسُرُّ النَّاظِرِينَ» (که بینندگان را شادمان میسازد) نشاندهنده توجه عمیق به زیباییهای بصری خلقت است. در ادبیات فارسی نیز چشمنواز معمولاً در کنار واژههایی چون دلنواز و گوشنواز قرار میگیرد تا هارمونی و تعادل را در توصیف زیباییهای طبیعت، معماری، پوشش و هنرهای تجسمی به اوج برساند. بار معنایی این کلمه بر خلاف واژههایی مثل چشمگیر، بر زیبایی آرام، عمیق و غیرتهاجمی تأکید دارد که به جای جلب توجه آنی، لذتی پایدار به روح میبخشد.