یعنی چه
به کسی گفته میشود که با تکیه بر جایگاه اجتماعی، ریشسفیدی یا موروثی، ریاست یک قبیله را در دست دارد و مسئول حفظ انسجام و دفاع از منافع گروه خود است.
تلفظ
این ترکیب از دو کلمه «سَر» (با تلفظ sar) و «قبیله» (با تلفظ ghabile) تشکیل شده و در زبان فارسی معیار به صورت sar-e ghabile ادا میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت معمولاً در خانههای ۷ حرفی جای میگیرد و مترادفهایی نظیر خان، شیخ یا مهتر قوم میتواند راهنمای یافتن آن باشد.
به انگلیسی
معادلهای دقیق این واژه در انگلیسی Chieftain یا Tribe leader است که به جایگاه رهبری در جوامع قبیلهای اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی از ترکیبهای شیخ القبيلة یا زعیم القبيلة برای اشاره به رئیس و بزرگ یک قبیله استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج آن در زبان فارسی شامل ایلخان، کلانتر، مهتر، سرکرده و در برخی فرهنگهای محلی، خان یا ریشسفید است.
در قرآن
عبارت سر قبیله به صورت مستقیم در قرآن نیامده است، اما واژه قبیله (به صورت جمع قبایل) در سوره حجرات برای اشاره به گروههای انسانی و واژه قبیل در سوره اعراف برای اشاره به اتباع و دارودسته ذکر شده است.
جمعبندی و توضیح کامل سر قبیله
سر قبیله مفهومی است که ریشه در ساختارهای اجتماعی سنتی دارد و به فردی اطلاق میشود که سکان هدایت و سیاستگذاری یک گروه قومی را در دست دارد. او به عنوان مرجع حل اختلافات، محافظ قوم و گاه واسطهای برای ارتباط با سایر گروهها شناخته میشود.
این جایگاه در فرهنگهای مختلف با عناوینی نظیر شیخ، خان یا رئیس ایل شناخته شده و همواره نمادی از قدرت، حکمت و پیوند میان اعضای یک تبار است. در بافت تاریخی و اجتماعی، سر قبیله ستون اصلی نظمدهی به یک جمعیت عشایری یا قبیلهای محسوب میشده است.