معنی
واژهٔ ازلی در لغت به معنای چیزی است که آغاز و ابتدایی در زمان ندارد. این صفت برای توصیف موجود یا حقیقتی به کار میرود که سابقهٔ عدم نداشته و از گذشتهٔ دورِ ناپیدا همواره وجود داشته است.
یعنی چه
در اصطلاح فلسفی و کلامی، وقتی میگویند چیزی ازلی است، یعنی آغازِ زمانی ندارد و قدیم است؛ بر خلاف مفهوم ابدی که بر بیانتها بودن و آینده دلالت دارد، ازلی مستقیماً به ریشه و بیآغاز بودن در گذشته اشاره میکند.
مترادف
کلماتی مانند قدیم و بیآغاز دقیقترین هممعنیهای فلسفی آن هستند، هرچند در ادبیات عامه گاهی با ابدی و جاودانه نیز همپوشانی دارد.
متضاد
مهمترین متضاد فلسفی این واژه «حادث» (به معنی نوپدید و آنچه سابقاً نبوده) است. همچنین کلماتی که بر محدودیت و فناپذیری دلالت دارند، در مقابل آن قرار میگیرند.
هم خانواده
واژههای «ازل» به عنوان اسم (معنی بیآغازی) و «ازلیت» به عنوان اسم مصدر (حالت و صفت بیآغاز بودن) با این کلمه همخانواده هستند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مثل «بیآغاز» یا «همیشگی از دسترفته» به این واژه اشاره دارند و پاسخ آن ۴ حرفی است.
به انگلیسی
واژه primordial برای مفاهیم بنیادی و نخستین، و pre-eternal یا unbegun دقیقاً برای رساندن مفهوم فلسفی «بیآغاز» در زبان انگلیسی استفاده میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل ازلی
واژهٔ «ازلی» یکی از اصطلاحات کلیدی و بنیادین در فلسفه، کلام و ادبیات عرفانی است که ریشه در مفهوم بیآغازی دارد. این کلمه که به نوعی معرب واژه فارسی «اسره» یا برگرفته از ترکیب عربی «لم یزل» تلقی میشود، به هر حقیقت یا موجودی اشاره دارد که وجودش سابقهٔ نیستی نداشته و همواره بوده است.
در تبیین تفاوتهای ظریف این واژه، باید آن را در کنار «ابدی» و «سرمدی» سنجید؛ در حالی که ابدی بر بیانتهایی در آینده و سرمدی بر همیشگی بودن مطلق (بیآغاز و بیانجام) دلالت دارد، تمرکز ویژه کلمه ازلی بر روی نداشتن نقطه شروع در گذشته است. گرچه این کلمه صراحتاً در قرآن نیامده، اما مفهوم آن تحت عناوین الهی مانند «الأوَّل» همواره برای توصیف ذات پروردگار به کار رفته است.