یعنی چه
این کلمه یک ترکیب عربی شامل «أَبْصَار» (جمع تکسیر بَصَر به معنی چشم و بینایی) و ضمیر متصل «نَا» (به معنی ما) است که رویهمرفته معنای دیدگان ما یا چشمهای ما را میدهد.
تلفظ
در زبان عربی و قرائت قرآن، این کلمه با همزه مفتوح، باء ساکن، صاد مفتوح همراه با الف مدی، راء مضموم و نون مفتوح متصل به الف خوانده میشود.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، پاسخ این واژه ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
در ترجمه عبارات قرآنی و متون دینی به زبان انگلیسی، از این اصطلاحات استفاده میشود.
به عربی
این کلمه از ریشه لغوی (ب - ص - ر) ساخته شده و یک ترکیب اسمی افزوده به ضمیر متکلم معالغیر است.
به فارسی
در برگردانهای فارسی قرآن کریم و متون کهن، این کلمه را به دیدگان ما یا چشمهای ما ترجمه کردهاند.
در قرآن
خداوند در آیه ۱۵ سوره حجر درباره کافران منکر میفرماید: «لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قوم مَّسْحُورُونَ»؛ یعنی قطعاً خواهند گفت: جز این نیست که چشمهای ما دچار خیرگی و مستی شده، بلکه ما گروهی جادو شدهایم.
جمعبندی و توضیح کامل ابصارنا
واژهٔ «ابصارنا» یک وامواژهٔ نامآشنای قرآنی در زبان و ادبیات فارسی است که از ترکیب اسم جمع تکسیر «ابصار» (به معنی چشمها) و ضمیر متصل «نا» (به معنی ما) تشکیل شده است. این واژه در لغت به معنای «دیدگان ما» یا «بیناییهای ما» بوده و ریشه عمیقی در مفاهیم معرفتشناختی اسلامی دارد.
این کلمه دقیقاً یکبار در قرآن کریم و در آیه ۱۵ سوره مبارکه حجر به کار رفته است؛ جایی که منکران لجباز در مواجهه با حقایق آسمانی، به جای پذیرش حقیقت، بینایی خود را متهم به جادو شدن میکنند. از این رو، ابصارنا در فرهنگ دینی نمادی از خطای حس، انکار واقعیت و خیرگی انسانهای مادیگرا در برابر ماوراءالطبیعه است.
در ساختار زبان فارسی، کلمات همخانواده متعددی از این ریشه (ب-ص-ر) مانند بصیرت، بینش، مبصر و بصائر وارد شدهاند که همگی به نوعی با مفهوم دیدن مادی و درک معنوی ارتباط دارند.