معنی
واژهٔ «بجویی» ساختار فعلی دارد و به معنی آن است که تو در پی چیزی بگردی، پژوهش کنی یا برای به دست آوردن هدفی تلاش و طلب نمایی.
یعنی چه
این کلمه بیانگر عملِ دوم شخص مفرد است که در حالت التزامی، خواهش، شرط یا تمنای یافتن و کاوش در امر خاصی را نشان میدهد.
مترادف
واژههای فوق همگی در بافتهای زبانی مختلف میتوانند به عنوان جایگزین معنایی این فعل به کار روند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه و مادهٔ مضارع «جوی» یا مصدر «جستن» مشتق شدهاند.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «جستوجو کنی» یا «بطلبی» با تعداد حروف مشخص به کار میرود.
به انگلیسی
با توجه به بافتار التزامی یا شرطی کلمه، افعال فوق دقیقترین برگردانهای انگلیسی آن هستند.
به فارسی
این واژه اصالتاً فارسی است و معادل روان آن در زبان معیار امروز «جستوجو کنی» یا «بگردی» است.
جمعبندی و توضیح کامل بجویی
واژهٔ «بجویی» یک ساختار فعلی کاملاً فارسی و مشتق از مصدر «جستن» (با ماده مضارع جوی) است. پیشوند «بـ» در ابتدای آن نقش زینت و تأکید را دارد و کل کلمه نشاندهنده صیغهٔ دوم شخص مفرد در مضارع التزامی است که مفهوم شرط، امکان، یا تمنای جستوجو و طلب را منتقل میکند.
این کلمه از منظر ریشهشناختی به زبان پارسی میانه بازمیگردد و در ادبیات کلاسیک و معاصر فارسی همواره به عنوان نمادی از تکاپوی ذهنی، حقیقتجویی، دانشطلبی و تلاش برای یافتن معشوق یا مقصود به کار رفته است.
در ساختار دستوری، این فعل به دلیل داشتن ریشهٔ قوی، کلمات همخانوادهٔ بسیار گستردهای نظیر دانشجو، بازجویی و جوینده دارد که همگی مفهوم محوریِ کاوش و طلب کردن را در خود جای دادهاند.