یعنی چه
درازگویی حاصل مصدر (حامص) به معنای طولانی کردن کلام و زیادهگویی به گونهای است که باعث خستگی و ملال شنونده یا خواننده شود. این واژه زمانی به کار میرود که فرد میتوانست منظور خود را در چند کلمه یا جمله کوتاه بیان کند، اما با افزودن کلمات زائد، سخن را بیش از حد طولانی کرده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «دِرازْ گویی» (derāz-gūyī) است که از دو بخش «دراز» و «گویی» (مصدر جعلی/حاصل مصدر) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه بر اساس تعداد حروف میتواند خود واژه «دراز گویی» (۸ حرف) یا مترادفهای مشهور آن مانند اطناب، تطویل، پرگویی و روده درازی باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگان متعددی برای رساندن این مفهوم وجود دارند که هرکدام به نوعی بر استفاده از کلمات بیش از حد نیاز دلالت میکنند.
به فارسی
این واژه کاملاً فارسی و ترکیبی است. مترادفهای آن شامل واژههای اصیل و اصطلاحات عامیانه مانند پرگویی، روده درازی، درازنفسی، وراجی و لفاظی، و مترادفهای عربی رایج آن اطناب، تطویل و اطاله کلام است. واژههای ایجاز، اختصار، گزیدهگویی و کمگویی نیز متضادهای آن به شمار میروند. ریشه آن از «دراز» (پهلوی drāz) و بن مضارع گفتن (گوی) ساخته شده است.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامیانه، نماد رسمی و مستقلی برای درازگویی ثبت نشده است؛ اما از اصطلاح «روده» (در قالب روده درازی) یا حیواناتی مانند «کلاغ» و «طوطی» به عنوان نمادهای تمثیلی پرحرفی، تکرار کلام و بیهودهگویی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دراز گویی
درازگویی در لغت و ادبیات فارسی به معنای زیادهگویی، اطاله کلام و فراتر رفتن از حد نیاز در سخنوری یا نگارش است. این ویژگی معمولاً در بافتهای ارتباطی به عنوان یک نقیصه شناخته میشود، چرا که با تولید کلمات زائد و بیهوده، مانع از انتقال سریع و موثر پیام شده و در نهایت موجب ملال و خستگی مخاطب میگردد.
در نقطهی مقابل این مفهوم، هنر «ایجاز» یا گزیدهگویی قرار دارد که در ادبیات فارسی بسیار ستایش شده است. ادیبان همواره توصیه کردهاند که سخن باید کوتاه، مفید و پرمغز باشد تا بیشترین تاثیر را بر شنونده بگذارد، همانطور که مصلحالدین سعدی میفرماید: «کم گوی و گزیده گوی چون در / تا ز اندک تو جهان شود پر».