یعنی چه
واژهٔ «جارح» در لغت به کسی یا چیزی گفته میشود که زخم ایجاد میکند یا میبُرد. این کلمه همچنین به معنای کاسب و انجامدهندهٔ کار یا گناه نیز به کار میرود. در اصطلاح فقهی و حقوقی، جارح به کسی اطلاق میشود که با ارائهٔ دلایل معتبر، عدالت و صلاحیت یک شاهد را در دادگاه زیر سؤال میبرد و او را رد میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «جَارِح» (Jāreh) است که در آن حرف جیم با فتحه و کشش الف، حرف راء با کسره و حرف حاء به صورت ساکن خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی، واژهٔ «جارح» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون زخمیکننده، برنده، کاسب یا ردکنندهٔ شاهد دادگاه کاربرد دارد و کلمهای ۴ حرفی است.
به انگلیسی
برای انتقال معنای این واژه در زبان انگلیسی، بسته به سیاق متن از اصطلاحات متفاوتی استفاده میشود؛ در متون عمومی معادل Wounding و در متون حقوقی و فقهی معادلهایی چون Impeacher یا Defamer به کار میروند.
به فارسی
معادلهای فارسی و روان این واژه شامل زخمکننده، آزاردهنده، عیبجو، کاسب و مخدوشکننده است. در زبان فارسی کهن، گاه از واژهٔ «خستهکننده» نیز در معنای کسی که زخم بدنی ایجاد میکند، استفاده میشد.
نماد چیست
این واژه در حالت جمع (جوارح) نماد پرندگان و حیوانات شکاری تیزچنگال مانند عقاب، شاهین و باز است که با چنگال خود به شکار زخم میزنند. همچنین در انسان، اعضای بدن (مانند دست و پا) که با آنها کار و کسب انجام میشود، به عنوان جوارح شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل جارح
واژهٔ عربی «جارح» از ریشهٔ سه حرفی (ج ر ح) مشتق شده است که در اصل دو معنای مبنایی و کلیدی دارد؛ نخست پاره کردن پوست و زخم زدن به بدن و دوم، کسب کردن، انجام دادن و ارتکارت یک عمل. اگرچه خود این کلمه به صورت مفرد در قرآن نیامده، اما همخانوادههای آن مانند «الْجَوَارِحِ» (حیوانات شکاری) و «جَرَحْتُمْ» (اعمالی که در روز کسب کردهاید) دقیقاً در همین دو معنای اصیل به کار رفتهاند.
علاوه بر کاربردهای لغوی و ادبی، جارح یک اصطلاح تخصصی و بسیار مهم در فقه و حقوق اسلامی است. در این علم، به کسی که عدالت، صداقت یا صلاحیت یک شاهد یا راوی حدیث را با ادلهٔ قانونی در دادگاه مخدوش و رد میکند، «جارح» میگویند که نقطهٔ مقابل آن «مُعَدِّل» (تاییدکنندهٔ عدالت شاهد) است.